if i am not ... you are null
Email : p30hacker@G----------> mail .com
you must be Change ... @ all
()()()()()()()()()()()()()()()()()()
This is Our drEam ... Became a hero . but we dont know heros can'T be a hUman . . . They are just a legend ./+_

<!DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd">
<html xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml">
<head>
<meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=iso-8859-1" />
<title></title>
<style type="text/css">
<!--
.style1 {font-family: Arial, Helvetica, sans-serif}
.style2 {font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; color: #666666; }
.style3 {font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; color: #FF0000; }
body {
background-color: #000000;
}
.style4 {font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; color: #CC9900; }
.style5 {font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; color: #333300; }
-->
</style>
</head>
<body>
<h2 align="center" class="style3">tHis site hacKed bUy : p30 seC - T ...</h2>
<p align="center" class="style1"> </p>
<p align="center" class="style2">if i am not ... you are null </p>
<p align="center" class="style4"> </p>
<p align="center" class="style2">Email : p30hacker@G----------> mail .com</p>
<p align="center" class="style4"> </p>
<p align="center" class="style4">you must be Change ... @ all </p>
<p align="center" class="style4"> </p>
<p align="center" class="style4">()()()()()()()()()()()()()()()()()()</p>
<p align="center" class="style4"> </p>
<p align="center" class="style5">This is Our drEam ... Became a hero . but we dont know heros can'T be a hUman . . . They are just a legend ./+_ </p>
</body>
</html>
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
عضو ناظر شوراي سابق پول و اعتبار گفت: رئيس جمهوري دستور بررسي حذف 3 صفر از پول ملي را در بخشهاي تخصصي بانك مركزي صادر كرد.
غلامرضا مصباحي مقدم در گفتگو با فارس اظهار داشت: هماكنون درشت ترين اسكناس در كشور 5 هزار توماني است و تا چندي قبل درشتترين پول 2هزار توماني بود.
*قدرت خريد اولين هزار توماني معادل 128 هزار تومان فعلي است
وي گفت: اسكناس هزار توماني سال 1351 منتشر شده است و قدرت خريد اين پول معادل 128 هزار تومان امروز است.
يعني آن زمان هزار توان واقعا پول درشت تلقي ميشد و اگر كسي حقوق خود را به مبلغ هزار يا 2 هزار تومان ميگرفت، پرداخت تنها 2 برگ اسكناس براي دادن حقوق او كافي بود.
مصباحي افزود: اما امروز پولهاي درشت تا معادل پول خرد بسياري از كشورهاي جهان است تا يك پوند انگليس حدود 2 هزار تومان ايران و يك دلار آمريكا معادل هزار تومان ما است.
نماينده تهران يادآور شد: هزار تومان ما معادل 4 ريال عربستان سعودي است كه تقريبا پول خرد تلقي ميشود.
مصباحي اين وضعيت را ناشي از كاهش ارزش پول طي دهههاي اخير ذكر كرد و توضيح داد: اين افت مشكلاتي را به لحاظ عيني وذهني پديد آورده است.
*هزينه چاپ اسكناس در كشور 60ميليارد تومان است
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
واقعیت مسلم و غیر قابل انکار :
به همان نسبت که روشنایی روز بدلیل وجود آفتاب است . رشد و توسعه اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی و همچنین عقب ماندگی و عدم توسعه یافتگی هر کشوری رابطه مستقیمی با میزان مشارکت و نظارت موثر ملی دارد .
و هر مقدار میزان مشارکت و نظارت موثر ملی بالاتر باشد . بهره وری و شتاب توسعه . رضایتمندی و رفاه ملی بالاتر خواهد بود .
و بهر میزان در صد مشارکت و نظارت موثر ملی کاهش یابد . چندین برابر آن اتلاف سرمایه ها و فرصتها بیشتر و روند توسعه کندتر و رضایتمندی و رفاه ملی کاهش پیدا میکند .
بر اساس این واقعیت معلوم میشود . ریشه اصلی همه مشکلات و شکست برنامه ها و همچنین راه حل کلیدی و علاج همه دردهای فرهنگی . اجتماعی . اقتصادی و سیاسی به میزان مشارکت و نظارت موثر ملی بستگی دارد .
مشارکت و نظارت موثر ملی حلقه مشترک . متوازن و هماهنگ کننده توسعه اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی با یکدیگر است .
مشارکت و نظارت موثر ملی : فعال کننده سرمایه های بلوکه و راکد مانده بخشهای مختلف نزد یکدیگر است .
مشارکت و نظارت موثر ملی : عامل افزایش تصاعدی تواناییهای ملی و کاهش عینی و روانی مشکلات وموانع پیش روی توسعه کشور است .
مشارکت و نظارت موثر ملی : پیشگیری کننده از فرصت یابی و نفوذ دشمنان داخلی و خارجی برای تفرقه افکنی . شایعه سازی و یارگیری در مسیر شکست برنامه هاست .
نظارت موثر ملی ( 70 میلیونی ) : ایده آل ترین شبکه نظارت ملی . کسب اخبار و گزارشات مردمی در کوتاه ترین زمان ازهمه بخشهای کشور برای جلوگیری از توطئه های داخلی و خارجی . پیشگیری از مفاسد سیاسی . اقتصادی . اداری و مدیریتی و مبارزه اساسی با قاچاق کالا و مواد مخدر . کاهش اعتیاد . عملیات خرابکارانه و بمب گذاری و..... است .
پیش نیازهای ایجاد مشارکت و نظارت موثر ملی :
1- تضمین . تامین و پرداخت حقوق عادلانه همه اقشار جامعه
2- ایجاد بسترهای سالم و کامل برای حضور و مشارکت و نظارت موثر ملی ( 70 میلیونی )
3- وجود برنامه و استراتزی جامع و موثر برای سازماندهی . هدفمند و هماهنگ نمودن همه سرمایه های ملی و فعالیتها با یکدیگر است .
...............................................................................
جامعه ایران طی سالیان قبل از انقلاب دچار عقب ماندگیهای سیاسی . اقتصادی . اجتماعی و فرهنگی بود . که پس از انقلاب اسلامی با وقوع ۸ سال جنگ تحمیلی و تخریب زیر ساختهای جامعه تشدید شد .
جنگ ۸ ساله با تمام خسارات اقتصادی . اجتماعی و فرهنگی که بهمراه داشت . حامل یک فرصت استثنایی و تاریخی برای نوسازی و مهندسی جامعه نوین ایران اسلامی منطبق بر آرمانهای انقلاب اسلامی ملت ایران بود .
پس از پایان جنگ . دولت اول سازندگی برای جبران عقب ماندگیها و تحقق یکی از آرمانهای انقلاب که رسیدن به قله های رشد و توسعه پایدار بود . در مواجهه با :
۱- انباشت حقوق مادی و معنوی پرداخت نشده .
۲- جنگ تحمیلی و تخریب زیر ساختهای اقتصادی و نابسامانیهای سیاسی . اجتماعی . فرهنگی
3- رشد روز افزون و متنوع نیازها و انتظارات ملی و همچنین رشد شدید جمعیت
4- کاهش درآمدها و امکانات ملی و رشد معضلات و هزینه های ملی .
با تصور اینکه دولت توانایی :
* تامین و پرداخت همزمان حقوق مادی و معنوی همه اقشار جامعه را ندارد .
* تا با جلب رضایتمندی همه آحاد جامعه .
* همه ملت را بطور سازمان یافته و هدفمند وارد عرصه مشارکت موثر ملی و سازندگی نماید .
* و با بسیج و فعال نمودن همه سرمایه های مادی و معنوی
* نوسازی و مهندسی نظامات و ساختارهای اداری و مدیریتی برنامه های توسعه پایدار را بصورت همه جانبه و متوازن را طراحی و اجرا نماید .
لذا دولتهای سازندگی و در ادامه دولتهای اصلاحات . با تصور ناتوانی ملی از به مشارکت گرفتن ملت در سازندگی مانند مشارکت دوران پیروزی انقلاب و 8 سال دفاع مقدس که با نقش محوری و مشارکت مستقیم ملت به پیروزی رسید .
از طراحی و توسعه انقلابی وهمه جانبه صرفنظر نمودند . و توسعه مرحله ایی ( بخشی . فصلی . صنفی و سطحی نگرانه ) و طولانی مدت را در دستور کار قرار داد .
و بجای مهندسی و نوسازی نظامات و ساختارهای اداری و مدیریتی . بازسازی روبنایی و اصلاحات یک بعدی را پیگیری و بر روی پایه های فرسوده و متناقض ساختارهای اداری و مدیریتی به ارث مانده از نظام طاغوت سرمایه گذاری نمود .
این رویکرد در دولتهای سازندگی و اصلاحات در کوتاه و بلند مدت اشکالات و عوارضی را بهمراه داشت . که جامعه را در مسیر از دامی به دام دیگر و از معضلی به زنجیره بهم پیوسته معضلات کشاند . که بر یکدیگر اثر و نابسامانیها را تشدید میکنند .
که بطور تیتر وار به بخشی از آنها اشاره میشود .
1- اشتباه و انحراف اول از اصول انقلاب اسلامی : بی توجهی به تامین و پرداخت حقوق ملی ملت و به مشارکت نگرفتن ملت در مسیر سازندگی بمرور نقش محوری و مشارکت مستقیم ملت در دوران پیروزی انقلاب و 8 سال دفاع مقدس را حذف و ملت را به حاشیه تحولات راندند . و استفاده سیاه لشگری از ملت باب شد .
2- اشتباه و انحراف دوم از اصول انقلاب اسلامی : تصور ناتوانی و عدم طراحی استراتزی برنامه های مهندسی و نوسازی جامعه با دکترین ایرانی . اسلامی . مجموعه مدیریتها را به سمت کپی برداری و دنباله روی از برنامه های توسعه غربگرایانه و سرمایه سالار متضاد با خصوصیات مادی و معنوی ملت ایران سوق داد .
3- سومین اشتباه و انحراف از اصول انقلاب اسلامی : شرایط فوق . کوتاه آمدن از توسعه آرمانی و تصور ناتوانی از نوسازی ساختارهای اداری و مدیریتی ( دیوان سالاری ) و جایگزین شدن بازسازی روبنایی و سطحی و سرمایه گذاری توسعه کشور بر روی پایه های فرسوده . مستهلک و متضاد با اهداف توسعه کشور . بمرور باعث افزایش حجم و کاهش کارآیی و درآمدهای دولت . افزایش هزینه ها و اتلاف سرمایه ها و فرصتها . مانع کشف و ایجاد سرمایه ها و فرصتهای جدید . کندی کارها . ناتوانی وعدم تسلط مدیریتها بر عوامل اداره درست جامعه . عدم امکان فرهنگ سازی و اطلاع رسانی . مانع عیب یابی و ارائه راه حل توسط نخبگان . مانع مشارکت و نظارت موثر ملی . ایجاد زمینه های مفاصد سیاسی . اقتصادی . اداری و مدیریتی . دوباره و موازی کاریها . مانع ارزیابی ارزشگذاری و ارزیابی مدیریتها و مانع شایسته سالاری در جامعه شده است .
4- سه انحراف از اصول انقلاب اسلامی ریشه همه نابسامانیهای بعد شد . که بخشی به قرار ذیل میباشد .
...............ادامه دارد
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
پس از ۵- ۶ سال اسیر ناخواسته شهرنشینی ( تهران ) فرصتی دست داد . یک هفته ایی از شهر همهمه ها . دود و دم و شلوغی . شهر دنیا زدگی . حاکمیت نفس انسانهای از خود دور شده . شهر برزخها . شهر الکی خوشها . و شهر درهم و برهم خلاص شوم . و فرصتی برای آزاد بودن از سلطه فکرهای ویروسی و.... پیدا کنم .
معتاد خاطره سلامت . آزادی و آزادگی را فراموش میکند . و اسیر چنبره خمودگی عادتها و روزمرگی اعتیادها میشود .
سفر خلاص شدن از سلطه نفس انسانها است . انسان گاهی نیاز دارد . حتی از کنار انسانها بودن خلاص و رها شود . و در فضای بکر طبیعت . بدون هجوم ارواح انسانها آسودگی و آرامش و... را تجربه کند و به باز آفرینی خود تنهایش بپردازد .
حرفهای از این دست و از جنبه های گوناگون بسیار است . این سفر فکرهایی را برایم زنده کرد . که اصلی ترین آن این است . که ما انسانهای شهر نشین خیلی از زندگی طبیعی و انسانی دور شده ایم . و درون جریان و گرداب ناخواسته ها و بد عملی هایم حیران و سرگردان میچرخیم . غافل از این که پس از سالها گذشت از عمرمان چیزی از معنا و مفهوم زندگی را نفهمیدیم . و با دستان خالی و عطش کور بدنبال اعتیاد زندگی شهری میدویم .
گویا همه چیزمان نیازمند باز تعریف شده است . همه قائده ها و اصولی های انسانی در شتاب و بدسازمانی و بی سازمانی زندگی شهری بهم ریخته است . و همه اسیر جریان و حرکت یکدیگر شده ایم .
در طول سفر یک هفته ایی از تهران . سمنان . شاهرود . خاتون آباد . کاشمر . مشهد . طوس . بجنورد . گلستان . ساری . محمود آباد . دریا . تهران افکار گوناگونی برایم مطرح شد . که بصورت تیتر آنها را بیان میکنم .
۱- با سوار شدن و حرکت ماشین احساس حرکت و امکان کندن و جدا شدن و هجرت از ناخواسته ها و دل کندن از عادتها بوجود آمد .
۲- خروج از فضای فکری تهران . هوای تهران . ساختمانها موانع مصنوعی و روبرو شدن با دشتها . کوهها و بوته ها و خارها و..... چشمانم دور دستها را میتوانست ببیند . و از نزدیک بینی و کوته بینی خلاصی پیدا کردم .
۳- در طول سفر با چندین ساعت حرکت در میان دشتها و کوهها . بیابانها و تپه های خاکی و.... و درک بزرگی و پنهاوری ایران . ناخودآگاه << همه ایران سرای من است >> روحم را صفا میداد و شیرینی آن روح خسته شهر زده ام را سبک میکرد .
۴- دیدن روستاها . شهرستانها . مردم روستایی و زحمت کش قانع . آزاد . با صفا و.... تفاوت کذاری بین زندگی سنگین . خموده . اسیرپزهای تو خالی شهرنشینی با آنها را برایم امکان پذیر مینمود .
۵- دیدن بیابانها و دشتهای آباد نشده . مزرعه های آباد و سرسبز . حوضچه های پرورش ماهی . معادن مختلف در حال کار . وسعت پر برکت بکر ایران و صدها زمینه کاری . این فکر را برایم بوجود آورد . که در ایران زمینه کار و تلاش نامحدود است . آنچه نیست همت و تلاش . تفکر نوآور و اندیشه های نوپرداز است . و حاکمیت تفکر عافیت طلبی . آماده و مفت خوری . منفی بافی . منفی خواهی . ویروس سازی . مانع تراشی . بدخواهی و.... است .
۶- پس چندین سال گرفتاری کاری ( ورشکستگی اقتصادی ) در اثر اشکالات سیستمهای اقتصادی . و.... که باعث افسردگی . پریشان حالی . ناتوانی روحی . بزرگ شدن گرفتاریها و کاهش تواناییهای جسمی و روحی از نتایج آنهاست . و بطور مرئی و نامرئی اسیر در غل و زنجیرها در دست و پا و فکر و ذهن انسانهای شهر نشین شده است . و خلاصی از آنها را ناشدنی . و تصور ساخت زندگی و دنیایی زیباتر را غیر قابل دسترس مینماید . آزادی چند روز از چنگال اهریمن و تفکرات اعتیاد آور شهرنشینی و..... براین مسلم کرده است . ما قافیه زندگی را باخته ایم . واژگون زندگی میکنیم .
۷- و اینکه حق هموطنان شهرستانی است . که از گلوی تهرانیها بزنند و حقهای پایمال شده آنها را بپردازند . ( سفرهای استانی دولت نهم )
۸- ترافیک مشهد . سازماندهی . اداره شهر . خدمات دهی و.... اصلا در شان ایران و ایرانی مسلمان نیست . برایم سئوال است : اگر مکه و مدینه در ایران بود . و ایرانیان فرصت خادمی و مهمانداری و سازندگی و اداره این شهرها را داشتند . آیا میتوانستند مانند عربستان خدمات دهی کنند . و توسعه مکه و مدینه را انجام دهند ؟ گویا بی سازمانی و بد سازمانی و تفکر حداقلی در کارآیی و بهره وری و توجیه اشکالات . پشت هم اندازی و..... مانند معضلات شهرنشینی اعتیادی است . که در روح و روان و جسممان ریشه دوانده . و مریض وار به این رویه ادامه میدهیم .
۹- سواحل دریا اسف ناک بود . در روز پنجشنبه در ......
ادامه دارد
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
مرگ . دوست خوب و بد ما ؟
صدها هزار انسانی که دیروز و امروز دوره آزمون دنیایشان تمام شد . و پرونده خوب و بدشان سنجاق به جانشان از دروازه مرگ گذشتند .
نه ما رفتن آنها را درک کردیم . و نه آنها عمق این تحول ابدی را و بسته شدن دربهای دنیایی را باور کردند .
مرگ . دوست خوب و بد ماست . که تا پای روح و جسممان از خط فاصل دنیا و آخرت رد نشود . نه اینجا بودنمان قابل درک است . نه آنجا رفتنمان .
خوب و بد مرگ . به زمان و چگونگی آن بستگی دارد .
ما عادت کرده ایم . همه داستانها را از اول بخوانیم و باور کنیم .
امروز غیر از فرداست . امروز اگر شاد و خوشیم . غم و درد فردا را نمی فهمیم .
ما اسیر احساسات امروزیم . فردا برایمان خیال است . ادراکات ما برای درک فردا آموزش و تربیت نشده اند . یا شاید هم ناتوان از درک فرداها باشند .
ما انسانهای چند میلیاردی امروز جهان این حقیقت را درک نمیکنیم . که یکصد سال دیگر هیچکداممان نیستیم . و کسی برای بزرگ و کوچکمان . نخبه و عواممان تره هم خورد نمیکند . ما اسیر داستان امروزیم . و همه داستان زندگی را در امروز می بینیم و درک میکنیم . و همه مبناها را از امروز قرار داده ایم . حتی دیروز هم برایمان حرف است و خاطره .
بیاییم داستان را از فرداها بخوانیم .
ما مردگان فرداییم . که امروز مردگان زبان باز کرده اند و سخن میگویند و ادعا و آرزو میکنند . حس مالکیت پیدا کرده اند . زمین و چند صباح مصرف اکسیژن خود را محور هستی و کائنات میدانند . خیلی مضحک است . که این اشتباه و حماقت پایه همه ظلمها و ستمهاست .
ما مرده ها را جان داده اند . تا خیال پردازی کودکانمان را مورد آزمون قرار دهند .
که چقدر آگاه به هویت . جایگاه و هوش آینده نگری داریم .
قالبا بازی دنیا را به لج و لجبازی و خارج کردن واقعیت ها از مدار واقعی اش کشانده ایم .
بیاییم از درون گورستان فردا به فرداها نگاهی بیفکنیم .
قبر کناری رقیب و مخالف قدرتمند سیاسیم بود . که مردم این شهر به کمترین هم حسابش نمیکنند .
خیلی عجیب است . انسان تا واقعیت نفس میکشد . مدعی عالم و آدم هست . همه جا بدنبال منافع و سود و فرصت بیشتر میگردد . حس مالکیتش و خدشه به آن خون خاک شده اش را بجوش می آورد . خشم میگیرد . دادی و هواری میزند . نفس کش میطلبد و..... اما امروز مالکیت خودش را هم ندارد . و نه زن و فرزندش به اختیار اوست . همه افتخارها رنگ میبازد . همه معیارها پوچ و نیست و نابود میشود .
بیاییم در قبرستان و در این گورها کمی فکر کنیم . اکنون که فرصت باقی معیارها و راههای حرکتمان را بر اساس فردای واقعی گور تنظیم کنیم .
جالب است . فردا من مرده بودم . که به امروز بازگشته ام . حرف میزنم . مطلب مینویسم . قدر عشقها و محبت را باید بیشتر قدر بدانم . من در گور بودنم را دیدم . بی محلی ها . خودخواهیهای انسانها را دیده ام . درک کردم . همه دروغ بود . من بودم و اعمالم . من بودم مدارک خفت و خاریم . یک دم دور از خطاهایم نبودم . حس مردودی شهریوری ها را داشتم . هستیم مهر خسران زده خورد بود . همه درها بسته . عجیب احساس تنهایی خفه ام میکرد . آنکه دیروزها قربان و صدقه ام میرفت . مرا اعتنای سگ زار هم نگذاشت . سنگین خسران روحم را شکسته است . میدانی از چه میسوزم ؟ از اینکه دنیای کوتاه زندگی چقدر برایم مهم و زیبا و با شکوه بود . از اینکه گردش زمین . کوهها و دشت و دره ها همه و همه برایم عظمت داشت . اکنون میبینم . بود و نبودش یک بود . من با رنگ سبز شاد بودم . با رنگ سیاه غمگین . نفهمیدم این بازی خوری نفس من بود . شادی و غمم طفیری نداشت . عقل محدود و ناقص من بود . که معیار اشتباه تعیین میکرد . و من بر اساس باطل خودم میجنگیدم . میزدم . خوب و بد را میکشتم . کسی را که مثل من بود . دوستم که از دنیا رفته . در ذهن من پاک میشد و تمام . من هنوز زنده ام . مهم این است . اما امروز که من لخت و عور بی هیچ احترامی در خاک گور رها شده ام . همه هستی را بود و نبودم را تیره و تار میبینم . بافته های رشته شده . من امروز به ناتوانی روز تولدم بازگشته ام . گریه طفولیتم گریه بیگناهی و ترحم آمیز بود . گریه امروزم گریه مجرمیت و رو سیاهم است . توجه و ترحم هیچ کسی را از خوبان و بدان بخود جلب نمیکند . ای خدا چه دردی است هم سخن و هم دردی نداشته باشم . همه در فغان هستند . منم و هستیم معلق در انتظار .
حال که میدانم تنها بدنیا می آییم . تنها زندگی میکنیم و میمیریم و محکومیتم تنهایی است . چرا دادی بزنم . که دلی پاره شود . چرا لقمه ایی بگیرم . که به خونآبه آغشته است . چرا نزاعی بکنم که انتهایش پستی است . چرا .چراااااااااااااااااااا؟
بیاییم داستانمان را از فردا بخوانیم . داستان را که از اول بخوانی . چون فردا را ندیدیم . به امید شانس و اقبال میرویم . و چه بسا فرصت و قدرت بازگشت نداشته باشیم . بیاییم داستان زندگیمان را از فردا و آگاه به نتیجه ها بخوانیم . تا الاغ پالان بر پشت جاده های تکرار تاریخ نباشیم . مواظب باشیم مانند پینوکیو خر نشویم .
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
انسانها برای برقراری ارتباط بین خودشان و درک جهان پیرامون به روشهای گوناگون اقدام کردند . زبان تکلم . خواندن و نوشتن . شناخت زبانهای تصویری . هنری . و........... برای درک بهتر و مشترک از جهان و انتقال مفاهیم به یکدیگر.
هر چه فکر میکنم . احساس میکنم . نقص های بسیاری در زندگی بشر وجود داره . انسان مدعی تمدن داری بنظر میرسه هنوز در مرحله آموزش الفبای تمدنی است . ما ( انسانها )فکر میکنیم . دوران ماقبل تاریخ تمام شده . و انسانهای قرن ۲۱ خیلی پیشترفته و آگاه به زمان و شرایط مکانی و علتها و معلوم ها هستند . بنظرم انسان امروز نسبت به جایگاهی که به آن خواهد رسید . بسیار عوامانه عمل می کند .
بنظرم معادله زندگی انسان نیازمند تحول اساسی است . باید همه مسلمات زندگی بشر مورد تجزیه تحلیل و بازنگری قرار بگیره . انسانی که بر اساس تفکر لیبرالیستی و مادی به دنیا نگاه میکنه . در بن بست قرار گرفته . و شرایط بسمت خطرناک شدن انسان پیش میره .
بعنوان مثال : اگر هستی جهان را کره زمین تصور کنیم . و جامعه بشری را یک خانواده به نظر شما احمقانه و مضحک نیست . که جامعه بشری سالها بدون توجه به واقعیتها . تهدیدها . و........ مشغول دعوای خانوادگی و جنگ بر سر ارث و میراث و کم و زیاد کردن مقدار شام و ناهار روزانه شان هستند ؟
بشر امروز بدون توجه به هستی با عظمت و میلیاردها فرصت و سرمایه برای رشد و تعالی . برای افزایش انگیزه ها و ارضا حس کنجکاوی و لذت بردن از پرواز در کائنات و هزاران لذت درک نکرده و نچشیده . بطور مثال : قرنهاست که بریتانیای کبیر به دنبال به زنجیر کشیدن انسانها و آقایی بر جنازه های انسانی است . و این تفکر قرنهاست دست به دست و نوبت به نوبت جابجا میشود . داستان حاکمان محلی . ملی . جنگها . شکستها و پیروزی ها حکایت تلخی از دور باطل حماقت جویی انسان است . و پس از حل شدن این معمای باطل زیانهای جامعه بشری بر ملا خواهد شد .
مثل این است . که امروز بخواهیم به تفکر . هوش و درایت انسانی هیتلر امیتاز بدهیم . هیتلر چقدر از شخصیت . هوش و منطق انسانی بهره مند بود ؟
انسان امروز چه مقدار با جایگاه و شخصیت انسانیش هماهنگی دارد . و ما مردم ایران در کجای تاریخ انسانی ایستاده ایم ؟ و به کجا میرویم ؟ چه فرصتها . چه وظایف و مسئولیتهای تاریخی و... بعهده داریم ؟
جهان امروز . ساخته پرداخته انسان نمای حیوان منش است . که ظلمهایی که هر روز و شب اتفاق می افتد . حکایت از سست بودن پایه های آن دارد . این وضعیت حیوانیت انسان را حاکم بر شخصیت الهی اش قرار داده است . آنچه مسلم است این وضعیت دوام نخواهد آورد . یا به فاجعه ختم خواهد شد . یا تقدیر الهی بر تحول و فداکاری پیامبر گونه گروهی از جامعه انسانها مسیر حرکت تاریخ را اصلاح خواهد کرد .
و امروز با انقلاب اسلامی ۵۷ . و پس از یک دوره رکود در انتخابات ۳ تیر بار دیگر تفکر آرمانگرایی فرصت ظهور و تعالی پیدا کرده است . و پشت زمینه فکری و آرمانی احمدی نژاد انجام این مسئولیت الهی و تاریخی است .
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
دنیا قرنهاست . که انسانها را به بازی گرفته است . گروهی در میان خاشاک زندگی به آب نباتی عمری را بازیچه دنیا میشوند . گروهی از حقیران قدرتمند که بر گرده جهان نشسته اند . با تصور آقایی بر مسندهای قدرت تکیه زده اند . خبر ندارند . در عین حاکم بودن عروسک دست آموز دنیا شده اند . و همه پرستیز های قدرت بهانه ایی است . تا ملتها باور کنند . که حاکمند .
کمتر پیش آمده . دنیا با تمام زرق و برقش بازیچه انسانها شده باشد . کلمه انسانها درست نیست . تنها عده قلیلی از انسانها هستند . که از پس مکر دنیا برآمده اند و غالب انسانها با کمترین زرق و برقی رقاصه دنیا شده اند .
این عکس . تلاش احمدی نزاد را نشان میدهد . که پرستیزهای افسونگر را به بازی و استهزا گرفته است .

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
سکوت و خاموشی
......................
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
|
عضو شورای اسلامی شهر تهران گفت: حدود 50 درصد مشکل ترافیک پایتخت ناشی از عدم رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی است و از طریق اصلاح فرهنگ ترافیک قابل حل است. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر ، مرتضی طلایی که در جشن شب های تابستان حضور یافته بود با بیان اینکه عوامل متعددی در ایجاد ترافیک موثرند که مهمترین عامل تاثیر گذار فرهنگ ترافیک است گفت : ساماندهی معابر شهری و توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی از دیگر عوامل حل مشکل ترافیک است. http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=532813 ....... یعنی با مشارکت و نظارت موثر ملی |
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
ممنون از جواب
لازم است چند مطلب را عرض کنم .
بنده کینه شخصی با هاشمی ندارم .
معمولا و قالبا در طی دوران انقلاب تا کنون بزرگان انقلاب ( رهبری . حاج احمد آقا و..) به دلایل مختلف من الجمله حساسیت شرایط . کوبیدن مخالفین . و... تایید و یا نکوهش مضاعف انجام میشد . و گذشت زمان باعث روشن تر شدن تضادها و تفائتها و نهایت تغییر نظرها شده است .
وقتی بخش تایید بدون توجه به نکوهشها بیان میشود . این یک بعدی است ( و حق بصورت واقعی معرفی نمیشود )
بطور مثال : رهبری آیت الله مصباح یزدی را مطهری زمان معرفی کردند . از احمدی نزاد بصورت مضاعف و منحصر بفرد تایید کردند . دولت هاشمی در سازندگی اول را دولت کریمه و در دولت دوم مورد تندترین انتقادات قرار دادند . خاتمی ( تفکر اصلاح طلبان ) که تکلیفشان از دیدگاه رهبری روشن است .
حال اگر ترازوی سنجش تفکر امام و رهبری و آرمانهای انقلاب اسلامی است .
نگاه کنید ببینید . احمدی نژاد . هاشمی . خاتمی آهن ربای کدام گونه از تفکرات سیاسی . اقتصادی و اجتماعی است و چه برنامه ها و اهدافی در پیش گرفته اند .
هاشمی : مرعشی . حسن روحانی . حسن موسوی . کرباسچی . عطریان فر . و..... که شامل افرادی است . که قدرت گرفتن آنها به معنای دور شدن از آرمانها . رشد فسادها و گسترده شدن باندهای مافیایی است .
خاتمی : که من بخاطر صداقت در عمل و رو راست بودن و شفاف عمل کردن قابل احترام میدونم . هر چند بدرد مدیریت اجرایی کشور نمیخورد . و ایشان را تنها یک فرد متفکر میدانم و کسانیکه اطرافش هستند مثل هاشمی باندی عمل نمیکنند .
احمدی نژاد : من احمدی نژاد ادامه نهال انقلاب میدانم که پس از دفاع مقدس مقدس جلو رشد و نمو و پویایی اش گرفته شد و اکنون پس از 17 سال این امکان بوجود آمده که تفکری که صاحب تفکر انقلاب اسلامی فرصت معرفی آرمانها و ساماندهی را بدست آورده است .
حال خودت مقایسه کن . اگر حفظ ارزشهای انقلاب معیار اصلی باشد . میشود تعریفهای خوب گذشته را اینقدر بزرگ کنیم . که هاشمی ( گفته بود : من خودم را وقف انقلاب اسلامی کرده ام ") را بسیار خوب بدانیم . در حالی که با قدرت گرفتن او ریشه های انقلاب آسیب ببیند .
یه سئوال دارم . شما اما حسین ( ع ) را بخاطر اینکه فرزند امام علی ( ع) است دوست دارید . یا بخاطر اینکه در کربلا خود را فدای اسلام کرد ؟
ما هاشمی را بخاطر فداکاریهای و تعریفهای گذشته دوست داشته باشیم . یا بخاطر عملکرد خوب یا بد امروزش ؟
تصاویر منتشر نشده از محسن رضایی
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
بنظرم خیلی یک بعدی است .
چرا ننوشته ایی حاج احمد آقا خمینی دقیقا اواخر عمر انتقادات شدیدی به دولت هاشمی داشتند . و از بروز اشکالات اساسی و انحرافات گله میکردند . یادم هست سخنرانی معروفی در امید جوان ( اگر اشتباه نکنم ) چاپ شد .
رهبر انقلاب هم در موارد متعددی با اینکه دولت اول سازندگی را دولت کریمه نامیده بودند . اما از دولت دوم سازندگی انتقادات اساسی داشتند .
دوست گرامی . ظلم بزرگی است . اگر حقی را پایمال کنی و همچنین عامل باطلی را تایید .
من کاری ندارم . بزرگان در مورد هاشمی چه گفته اند . به نظرم اگر هاشمی را با معیارهای حق و انصاف معمول هم بسنجیم . نمیتوانیم خودمان را گول بزنیم . اگر هاشمی خوب است . چرا نردبان و قدرت گرفتن زالو ها ( کارگزاران و هم پیاله هایشان ) شده است ؟
نباید آنقدر اسیر تاییدات گذشته باشیم . که اگر حجت آوردند که روز است . به عقل و منطق خود هم شک کنیم . که نه ممکن است شب باشد .
هاشمی بعد از امام خود را معمار انقلاب میداند . حتی اگر 180 درجه خلاف نظر امام و آرمانهای انقلاب باشد .
حتی اگر زمان امام هم مطیع بود . به دلایل گوناگون بعد از امام بازی جدید و پنهانی را دنبال میکرد و تا پایان دولتهای سازندگی نقشه های پنهانش موفق بود . هر چند بازی هاشمی دولتهای اصلاحات را وارد میدان کرد . اما با افراط گری آنها ضربات سختی خورد . اما باز به مسیر خود ادامه داد . و انتظار داشت در انتخابات نهم با رییس جمهور شدن افسارهای اداره و کنترل کشور را چهار میخ کند . و چنان آشفتگی در معیارهای حق و باطل و درستی و نادرستی بوجود بیاورد ( تفرقه بینداز و حکومت کن ) تا گروهای آرمان خواه و منتقد برای مقابله با برنامه هایش به یکدیگر وصل نشوند .
اما در این بازی ( سوم تیر ). مکر الهی تمام دسیسه ها و بازیهای پنهان آنها را برملا کرد .
شاید انگ تخیلی و خیالاتی بودن بزنی . اما انتخاب نهم یک انتخاب معمولی نبود .
بهتر است بگویم مکر خناسان سیاسی در برابر تقدیر و حکمت الهی شکست خورد .
آخرین نوشته بهنود (بهنود: اينبار به احمدينژاد راي ميدهم) هم بعنوان مخالف تفکر احمدی نژاد با صداقت از زاویه ایی به آن پرداخته است .
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
آب نما سازی یکی از شیوه های زیبا سازی شهرهاست . تلفیق فوارهای آب در فرمهای گوناگون با نورپردازیهای رنگی خصوصا در شب جلوه هایی از زیبایی را بهمراه دارد . و اثرات مستقیم و غیر مستقیمی بر روان فردی و اجتماعی شهروندان بجا میگذارد . اما . آیا آب و نور و نما همه ارزش و بهره این روش زیبا سازی است ؟ معمولا در وسط میدانهای شهر . در بوستان و پارکها با ساخت حوض و یا دریاچه مصنوعی و برنامه ریزی فواره ها و نورپردازیهای مختلف ارواح خسته شهر نشینان را تسکین میدهند . که اگر از حضور در کوهسار و آبشار و طبیعت زنده محروم شده اید . با ساخت بدل آن نواقص خود خواسته را قدری جبران کنید و بار سنگین روحی و افکاری ماشینی را بر زمین بگذارید . و از مرگ خیال زندگی در طبیعت بکر جلوگیری کنید . اما اینجا هم تفکر بهره برداری و بهره وری حداقلی با کوچکترین منفعتی کار را تمام شده و کامل میداند . و حوضی و آب و فواره های نیم بند و نورهای یک در میان خاموش و روشن برای خود عذر میآورد . که در سیستم ماشینی توجیه ساز مدعی نخبگی پشت هم انداز به من چه قانون توجیه ساز منفعت طلب و غیر آن بی ارزش و...... و غیر عاشق خوبیها و بهترینها و نوآوریها و ابتکارات و................... جز این هم نتیجه نمیتواند متصور شد . حتی اگر صدها برابر برایش اصل و قانون و سیستم تو در تو بسازیم و بتراشیم .
بعد اینهمه صغرا و کبرا کردن . که همه آسمانها و ریسمانها را بهم مربوط کردم . و باور کنیم که چاره ایی هم نیست . بقدری دچار بی سازمانی و بدسازمانی شده ایم . که اگر بخواهیم کوچکترین اصلاح و حرف مصلحانه بزنیم . باید اول و ظاهر و باطن صدها مسئله را بیان کنیم . تا جان کلام برای شنونده و خواننده گویا باشد . والا حرفمان صد تا نقیض خود را بهمراه خواهد داشت . که مخالف سخن و نظرت بهمان دلیل که آن را اثبات میکنی آن را رد میکند . و میشود داستان مرغ و تخم مرغ
القصه هدف : اگر در عمل و اجرا بتوانیم ( مثل آب خوردن شدنی است ) آب و نور و نما را در کنار نوای پر رنگ طبیعت ( شر شر آب . دالان و تونل آبی . صدای دالبی و سینمایی شر شر آب ) اجر کنیم . آبنماها نقش بهتری در زیباسازی و تسکین آلام خسته شهرنشینان خواهند داشت .
توضیح بیشتر : آبنماهای فعلی معمولا با فاصله چند متری در برابر مراجعین قرار دارند . بصورتیکه یک طرف عابرین آبنما و نور و شر و شر خفیف آب و در دیگر سمتها سکوت و هوای گرم و خاطرات و تصورات و خیالات شهرنشینی است . و فاقد اثر کامل و موثر بر روی قدرت بینایی و شنوایی و احساسات عاطفی و خیالات و خاطره سازی انسانهاست . اما در صورتیکه محل عبور عابرین در پارکها و میادین و در کنار دریاچه های مصنوعی طوری طراحی و ایجاد شود . که فضای پیرامونی مملو از شر شر آب و نور باشد . و عابرین خود را غرق در این آسودگی و تخلیه بارهای فکری و در وزش نسیم خنکی ببینند و احساس کنند . و این اقدام با طراحیهایی بسیار زیبا و خلاقانه انجام شود . میتواند بسیار بسیار مفیدتر و بهره وری از ساخت و انباشت آبها و مصرف برق و انرژی باشد و اثرات مستقیم و غیر مستقیم و ماندگاری در تلطیف افکار اجتماعی . تعادل و آرامش روح و روان شهرنشینان دارد .
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
چندی پیش، دو وزیر دولت نهم، به تمجید شخصیت دکتر محمود احمدی نژاد ، پرداختند.
به گزارش خبرنگار «فردا»، چندی پیش، دو تن از وزرای دولت نهم در جلسه ای علمی - فرهنگی با حضور برخی از اعضای هیات امنا دانشگاه های کشور، و اساتید برجسته، به تمجید شخصیت رییس جمهور، پرداختند.
بنا بر این گزارش این دو وزیر گفتند: « آقای احمدی نژاد، مصداق بارز "بقیه الله خیر لکم" برای ملت ایران اند.» و اضافه کردند:« این را همه ما در دولت می دانیم، خیلی از نزدیکان ما هم می دانند. شما می توانید عنایاتی که خداوند پس از ریاست جمهوری آقای دکتر، به این کشور داشته است را ببینید.»
گفتنی است، پیش از این رییس دیوان عالی محاسبات کشور ادعایی در مورد سفر خود به سوریه و اینکه مردمان آنجا از احمدی نژاد بعنوان «پیامبر بعدی» نام می برند، نمود.
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
بهنود: اينبار به احمدينژاد راي ميدهم
بنابر اينها بود که لازم مي دانم پشيماني خود را از اينکه به آقاي احمدي نژاد راي ندادم اعلام دارم. و از آنجايي که احساسم اين است که هنوز کار مهمي که اين دولت بايد انجام مي داد صورت نپذيرفته است، دو سال ديگر اگر بودم جبران مافات مي کنم و به دکتر محمود احمدي نژاد راي مي دهم.
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
معما توسعه ایران چیست ؟ راه حل کلیدی آن کجاست ؟ معمای توسعه اشتباه معادله نویسی ماست ( ماییم ) ملت آرمانخواهی هستیم . جیره خوار و حقیر نیستیم . چندین هزار سال است که هست . توانا و برجسته . هر کس و ناکسی در این کشور قدرت را بدست گرفته . هوس تمامیت خواهی کرده . مدتهای مدیدی حاکمان نوکر صفت سلطه داشتند . و زمانهای اندکی مصلحان . گاهی با فقر بی تدبیری مدیران پاشیده شده اند . و گاهی با سلحشوری خود را ساخته اند . به تدریج تفکر خوف و رجا . ترس و امید . اعتماد و بی اعتمادی . همکاری و کارشکنی و... فرهنگ رایجمان شده . این است . که وا مانده است . آیا راست میگوید . یا دروغ . بازی میدهد . یا پاک باخته است .
مسئله از امام خمینی و انقلاب 57 شروع شد . ایرانی قالب حقارت آمیز گذاشته را شکست . و در هیبت بزرگزادگی خود ظاهر شد . سالها گذشت . با حضور و ظهور مجدد خاطرات تلخ مدیریت شبه ارباب و رعیتی دولتهای گذشته ( سازندگی و اصلاحات ) اعتمادش لطمه خورد . اوضاع را در شأن خود نمیبیند. از شرایط احساس تحقیر میکند. بااصالت را که تحقیر کنی، به هم میریزد، نظم فکری و عملیاش. اینچنین است که همه چیز به هم ریخته .
ملت بزرگوار صدقه پذیر نیست . عزت میخواهد . توسعه وارداتی مونتاز شده را افت شان خود میداند . از اینکه بنشیند و تماشاچی توسعه کشور باشد و به بازیش نگیرند دل چرکین است .
ملت میخواهد در ساخت خشتهای توسعه مشارکت موثر داشته باشد . خاطره مشارکت در پیروزی انقلاب و 8 سال دفاع مقدس . و کاستیهای امروز او را شکننده کرده است .
از اینکه مدیریتها نمیتوانند 70 میلیون تولید کننده خشتهای توسعه را در جهت تعالی کشور سازماندهی و به خدمت بگیرند دلخور است .
رویای دولت 70 میلیونی ( دولت عشق ایرانی ) تصوری است . که میتواند فراتر از معیارها و برنامه های توسعه شرقی و غربی روح تعالی طلب ایرانی را به اغنا برساند
سایت شخصی قالیباف : ایران خوب
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
دیشب در سومین بخش مصاحبه رییس جمهور با خبرنگاران . رییس جمهور در جواب سئوال خبرنگار فارس ( حامد طالبی ) در مورد سنگ اندازی شبکه مافیا و اختلال در اداره کشور ( مانند رشد جهشی مسکن و... ) به مشخصات فردی اشاره کرد . این شخص در دوران قبل که وارد از سرمایه و مکنت مالی چیز قابل توجهی نداشت . ولی اکنون خبر دار شده اند که ۶۰۰ میلیارد تومان سرمایه دارند . این شخصی در مطبوعات هم زیاد حرف میزند .
این ۲ مشخصه کدام یک از رانت و ویژه خواران است ؟
حدس من ح - م است . که اتفاقا برای ویژه خواری و چپاول سرمایه های ملی . توجیهات انقلابی . اصلاحگرایانه و پیش بینی روزهای مبادا میکنند .
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
حرکت اصولی اصولگرایان مردم را به انتخاب خود مصمم و خوشنود کرده است . و در صد بالایی از کسانیکه در انتخابات 3 تیر 84 در اثر بداخلاقیهای سیاسی به رقبای رییس جمهور رای دادند . در دوره بعد اصلح را بهتر بشناسند .
و شما خیلی دوست دارید . این اتفاق معکوس شود . خودتان هم میدانید . عمل خوب نتیجه خوب خواهد داشت . و شما از این معادله ناراحت هستید .
در ضمن تفکر شما از عنوانهای متعدل ها . نگاه فرا جناحی . و.... سو استفاده میکنید . تفکر گرگی را در لباس میش به میدان قضاوت ملت میفرستید .
بهتر از بگویید . ارزشهای اسلام و انقلاب . حقوق محرومین و پا برهنگان . جنگ فقر و غنا . اسلام ناب محمدی ( ص) . مقاومت در برابر زیادی خواهی غرب و استکبار جهانی . تبلیغ فرهنگ و تفکر بسیجی . از بین رفتن فاصله طبقاتی و رشد متوازن و..... تعدیل شود . و برای بوجود آمدن تعادل و به روی کار آمدن متعادلها ارزشهای لیبرالیستی و سرمایه داری . مصرف گرایی . رشد فرهنگ طبقه نوکر و طبقه مرفه و..... ترویج شود . تا بقول شما تعادل برقرار شود .
سایت شخصی سید حسین مرعشی : خسارات حركتهاي تند مردم را به معتدلها متمايل كرده است
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
صدها هزار انسانی که دیروز و امروز دوره آزمون دنیایشان تمام شد . و پرونده خوب و بدشان سنجاق به جانشان از دروازه مرگ گذشتند .
نه ما رفتن آنها را درک کردیم . و نه آنها عمق این تحول ابدی را و بسته شدن دربهای دنیایی را باور کردند .
مرگ . دوست خوب و بد ماست . که تا پای روح و جسممان از خط فاصل دنیا و آخرت رد نشود . نه اینجا بودنمان قابل درک است . نه آنجا رفتنمان .
خوب و بد مرگ . به زمان و چگونگی آن بستگی دارد .
ما عادت کرده ایم . همه داستانها را از اول بخوانیم و باور کنیم .
امروز غیر از فرداست . امروز اگر شاد و خوشیم . غم و درد فردا را نمی فهمیم .
ما اسیر احساسات امروزیم . فردا برایمان خیال است . ادراکات ما برای درک فردا آموزش و تربیت نشده اند . یا شاید هم ناتوان از درک فرداها باشند .
ما انسانهای چند میلیاردی امروز جهان این حقیقت را درک نمیکنیم . که یکصد سال دیگر هیچکداممان نیستیم . و کسی برای بزرگ و کوچکمان . نخبه و عواممان تره هم خورد نمیکند . ما اسیر داستان امروزیم . و همه داستان زندگی را در امروز می بینیم و درک میکنیم . و همه مبناها را از امروز قرار داده ایم . حتی دیروز هم برایمان حرف است و خاطره .
بیاییم داستان را از فرداها بخوانیم .
ما مردگان فرداییم . که امروز مردگان زبان باز کرده اند و سخن میگویند و ادعا و آرزو میکنند . حس مالکیت پیدا کرده اند . زمین و چند صباح مصرف اکسیژن خود را محور هستی و کائنات میدانند . خیلی مضحک است . که این اشتباه و حماقت پایه همه ظلمها و ستمهاست .
ما مرده ها را جان داده اند . تا خیال پردازی کودکانمان را مورد آزمون قرار دهند .
که چقدر آگاه به هویت . جایگاه و هوش آینده نگری داریم .
قالبا بازی دنیا را به لج و لجبازی و خارج کردن واقعیت ها از مدار واقعی اش کشانده ایم .
.............ادامه دارد
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
سلام .
کناره گیری و مربی گری پیش کسوتان سیاسی خبر و تدبیر خوبی است .
بنظر آقای ناطق زودتر متوجه تغییر ذائقهای سیاسی شدند . و بزرگوارانه میدان را برای نقش آفرینی و پخته شدن جوانترها باز کردند .
خدا کند در عرصه تربیت و مربی گری شاگردان خوبی در عرصه فعالیت سالم سیاسی . اجتماعی و قانونمداری و.... به جامعه معرفی کنید .
این هم از توفیقات اجباری انتخابات دولت نهم ( احمدی نزاد ) بود . والا تا آخرین قطره خونتان از سنگرهای مدیریتی یک قدم هم عقب نشینی نمیکردید .
سایت شخصی سید حسین مرعشی : ورود به پنجاه سالگي
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
برد عراق مقابل سمبل تروريستها، پيامي براي وحدت ملي
آیا تیم فوتبال عراق بهترین بود ؟ چرا در فینال عربستان در برابر عراق قرار گرفت و شکست خورد ؟ چه میشد اگر در این بازی ایران بجای عربستان در برابر عراق قرار میگرفت و شکست میخورد ؟ چرا ایران در برابر کره از گردون بازیها حذف شد ؟ آیا این شکست شیرینی نبود ؟ ما ایرانیها اگر تیممان در برابر عراق قرار میگرفت دوست داشتیم کدام تیم شکست بخورد و کدام برنده شود ؟ آیا راضی میشدیم ملت ستمدیده عراق پس از سالها ستمدیده گی از گل لبخند پیروزی در فوتبال محروم شوند ؟ آیا شیرینی پیروزی فوتبال عراق تسکین شکست تیم فوتبال ایران نیست ؟ آیا شکست عربستان از شکست ایران سنگین تر نبود ؟ و................
هر چه بود . ابر و باد و مه و خورشید بود . که برای پیروزی تیم فوتبال عراق با هم هماهنگ شدند . تا تقدیری زیبا اتفاق بیفتد . این پیروزی بر ملت متحد عراق مبارک است انشاالله
نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
اگر من وزیر بودم . محدود به چاردیواری وزارت فکر نمیکردم ( بخشی نگری . فصلی نگری . صنفی نگری و سطحی نگری ) و از نگاه و اهداف یک رییس جمهور ( کلان و ملی نگر ) مسائل و برنامه ها را بررسی و پیگیری میکردم . و همین نگاه را در حوزه وزارت . معاونین . مدیران کل و فضای برنامه ریزی را به سمت کلان نگری سوق میدادم .
بسترهای جوشش فکر و ایده را ایجاد و راههای ارتباطی و وصل شدن همه تواناییها . ایده ها و.... از کل سازمان وزارت و جامعه به اتاقهای فکر وصل میکردم . تا مدیرانم در موضع انتخاب بهترینها و وصل به دریای فکر و اندیشه و از نعمت بروز بودن بهره مند باشند .
چون در یک خانه و یک خانواده پر جمعیت . نمیتوان فرزندی از خانواده را موفق و اتاقی از خانه را ایده آل زندگی دانست . مگر اینکه تفکر مشارکت موثر در اداره خانه و مسیر رشد خانواده هموار باشد .
اتاق فکری از مشاوران ایجاد میکردم . تا کاستیهای بخشهای دیگر جامعه که به فعالیت وزارت خانه لطمه میزنند . را شناسایی و راه حل ارائه کنند . و همه را از بخشی نگری و سطحی نگری برحذر میداشتم . و تفکر بسیجی را بصورت پویا حاکم میکردم . همه فضاها و فرصتهای مشارکت موثر ملت را مشخص و به طرق گوناگون به جامعه معرفی میکردم . حتی تلاش میکردم زمینه های رقابتی شدن و نوآوری بین وزارت خانه ها رایج شود . اطلاع رسانی را بطور شفاف و با سرعت و کیفیت بالا ارائه میدادم . حتما تلاش میکردم مواقعی بین کارکنان بخشهای مختلف حضور داشته باشم . ایده آلهای فعالیت وزارت خانه را ترسیم میکردم . و فکر اینکه محدود هستیم . ناتوانیم . بودجه نداریم و...نمیشود و نمیتوانیم . را بلکل سربه نیست میکردم تا خیال همه راحت شود . بخشی از تواناییها . سرمایه ها و فرصتهای همه وزارت خانه ها در نزد یکدیگر و بعضا راکد و بلوکه شده است . بعلت اشکالات سازماندهی . دیوان سالاری و وجود فاصله ها و خلاهای همکاری بین سازمانی . من بعنوان وزیر و امانت دار ملت در دنیای رقابت جهانی وظیفه دارم . گره های کور را باز و از ایجاد گره های جدید جلوگیری کنم . من فکر میکنم . جامعه ما . وزارت خانه نیازمند سازماندهی جدید و اصولی تری است . هر چقدر سازماندهی روانتر باشد . بهره وری رشد پیدا میکند . برای همکاری با دیگر وزارت خانه ها هیچ منیت و اعتبار شخصی برای خود قائل نبودم . نهایت کار وزیر امانت دار خوب و بهره وری بهتر از فرصتها و سرمایه هاست . بنا به ضرب المثل معروف : چو صد آمد نود هم پیش ماست . با تغییر آن بصورت : چو طرح صد آمد . نود طرح و ایده هم پیش ماست . به راه کارها و ابتکاراتی اساسی دست میزدم . که در طول اجرا صدها گره را باز . و صدها فرصت و سرمایه جدید را باز کند . و اصلاحات و برنامه ریزی را از موضوعات کلان شروع میکردم . چرا که بعضا دیده میشود . بیشتر مشغول موضوعات خرد میشوند . و بعلت بلاتکلیفی در موضوعات کلان . روند توسعه کند . بهره وری اندک و در مواقع بسیار باعث شکست یا موفقیت اندک برنامه های اصلاحی میشود . اگر من وزیر بودم . تلاش میکردم کارکنان وزارت بازرگانی خود را کمتر از وزیر ندانند . و نقش و اثر خود را مهم و با ارزش بدانند و این شخصیت را مانند دریافت حقوق برایشان مهم باشد.
سایت مشاوران جوان وزارت بازرگانی : اگر من وزير بودم؟! بد نخواهد بود اگر شما هم نظراتان را بنویسید .
نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
*واقعیت مسلم و غیر قابل انکار :
به همان نسبت که روشنایی روز دلیل وجود آفتاب است . رشد و توسعه اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی و همچنین عقب ماندگی و عدم توسعه یافتگی هر کشوری رابطه مستقیمی با میزان مشارکت و نظارت موثر ملی دارد .
و هر مقدار میزان مشارکت و نظارت موثر ملی بالاتر باشد . بهره وری و شتاب توسعه . رضایتمندی و رفاه ملی بالاتر خواهد بود .
و بهر میزان در صد مشارکت و نظارت موثر ملی کاهش یابد . چندین برابر آن اتلاف سرمایه ها و فرصتها بیشتر و روند توسعه کندتر و رضایتمندی و رفاه ملی کاهش پیدا میکند .
بر اساس این واقعیت معلوم میشود . ریشه اصلی همه مشکلات و شکست برنامه ها و همچنین راه حل کلیدی و علاج همه دردهای فرهنگی . اجتماعی . اقتصادی و سیاسی به میزان مشارکت و نظارت موثر ملی است .
*مشارکت و نظارت موثر ملی حلقه مشترک . متوازن و هماهنگ کننده توسعه اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی با یکدیگر است
*مشارکت و نظارت موثر ملی . فعال کننده سرمایه های بلوکه و راکد مانده بخشهای مختلف نسبت به یکدیگر است .
*مشارکت و نظارت موثر ملی . عامل افزایش تصاعدی تواناییهای ملی و کاهش عینی و روانی مشکلات وموانع پیش روی سازندگی کشور است .
*مشارکت و نظارت موثر ملی . پیشگیری کننده از فرصت یابی و نفوذ دشمنان داخلی و خارجی برای تفرقه افکنی . شایعه سازی و یارگیری در مسیر شکست برنامه هاست .
*مشارکت و نظارت موثر ملی . حاکم شدن روح تفکر ایرانی . اسلامی در همه برنامه های توسعه
* مشارکت و نظارت موثر ملی . مهیا شدن فضای جامعه برای جوشش نبوغ ایرانی . اسلامی است
*نظارت موثر ملی ( 70 میلیونی ) . ایده آل ترین شبکه نظارت ملی . کسب اخبار و گزارشات مردمی در کوتاه ترین زمان ازهمه بخشهای کشور برای جلوگیری از توطئه های داخلی و خارجی . پیشگیری از مفاسد سیاسی . اقتصادی . اداری و مدیریتی و مبارزه با قاچاق کالا و مواد مخدر و..... است .
*پیش نیازهای ایجاد مشارکت و نظارت موثر ملی :
1- تضمین . تامین و پرداخت حقوق عادلانه همه اقشار جامعه
2- ایجاد بسترهای سالم و کامل حضور و مشارکت و نظارت موثر ملی ( 70 میلیونی )
3- وجود برنامه و استراتزی جامع و موثر برای سازماندهی . هدفمند و هماهنگ نمودن همه سرمایه های ملی و فعالیتها با یکدیگر .
جامعه ایران طی سالیان قبل از انقلاب 57 دچار عقب ماندگیهای سیاسی . فرهنگی . اجتماعی و اقتصادی بود . که بعد از انقلاب با وقوع جنگ تحمیلی 8 ساله ادامه پیدا کرد .
دولتهای سازندگی و در ادامه دولتهای اصلاحات . در مواجهه با انباشت حقوق مادی و معنوی پرداخت نشده + رشد روز افزون و متنوع نیازها و انتظارات ملی و رشد شدید جمعیت + تخریب زیر بناهای جامعه در جنگ تحمیلی = که باعث رشد معضلات و افزایش هزینه های ملی و + همچنین نابسامانی جامعه . کاهش بهرهوری و درآمدهای ملی شده بود . با تصور اینکه با وجود کمبود منابع ملی و امکانات نمیتوانند با پرداخت حقوق و ایجاد شرایط جامعه را وارد عرصه مشارکت و نظارت موثر ملی در مسیر سازندگی نمایند .
لذا با این تصور غلط دولتها خود را در شرایط بحرانی و مجبور به پیگیری توسعه مرحله ایی ( بخشی نگری . سطحی نگری . صنفی نگری و فصلی نگری ) دیدن . و بازسازی روبنایی و تک بعدی را جایگزین ـــــــ> نوسازی ساختارهای اداری و مدیریتی و توسعه همه جانبه و متوازن با مشارمت و نظارت موثر ملی نمودند .
این رویکرد در بلند مدت عوارضی را بوجود آورد :
..............ادامه دارد
نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
سلام . به روزهای خوب در پیش . به امیدها
به آنچه بودنمان را معنا داده است . و از بدیها گریزانمان کرده است .
ماییم و بیابانهای بی آباد .
ماییم و آرزوهای بر باد رفته .
ماییم . منتظران آنچه میباید بودیم .
آنسوی آبهای الهی دشتی است . به بزرگی راز خلقت .
آخ از این دلتنگیها .
منتظر دادیم . فریادیم .
کی ما را مخاطب قرار خواهند داد . آی با شمایم . با شما . شما بندگانم هستید . منم . آری منم پروردگارتان . منم راز دلتنگیهای شما .
منم مادر هستی شما .
من بودتان را شد کردم .
خوب میدانم چه میگویبد . چه میجویید .
زبانتانت را من گویا کردم .
جانتان را من پویا کردم .
ای عاشقان من . منم به عشق شما عاشقم .
دلتنگیتان را دوست دارم . بی تابی تان را ارج میگذارم .
فغان از فریادهای ناشنیده .
درد از بلاهای نا چشیده .
منم . همان که گفتی شو . شدم .
منم عنصرهای بی تاب هستی
با ما سخن بگو . ای جان شیرین گفتار .
ضربان وجودمان را افزون کن .
..............................................................................
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
امروز مصاحبه طولانی رییس جمهور ( ۹:۴۵ لغایت ۱۱:۵۵ شب ) از شبکه دوم پخش شد .
انصافا همه جوابها و تحلیل ها کارشناسانه و با ظرافت و هنرمندانه ارائه شد .
حقیقتا با خصوصیات شخصی . علمی احمدی نزاد را میتوان معمار مهندسی سازمان اجرایی جامعه نوین ایران اسلامی به حساب آورد .
تیز هوشی . خستگی ناپذیری . عشق به مردم . آرمانگرایی و اوج طلبی الهی و علمی . توان جسمی بالا ( ماشاالله ) خوش قلبی و گوش شنوای منتقدان . قائل به وجود راههای بهتر . ایده پرداز و نوآور . شجاعت و دلیری . هوشیارتر از دشمنان . دشمن شناس . کلان نگر . زرنگتر از بازیگران اغوا گر سیاسی . فارغ از ناپاکیهای سیاسی . اقتصادی . معامله گر با خدا . فدایی مسیر حق و عدالت طلبی . مطیع ترین در برابر حق . تشویق کننده و ارج گذار خوبیها و خوبان . و..... بخشی از مشخصات شخصیتی است . که توانایی و دانایی نوسازی و مهندسی سیستم اجرایی اداره کشور را داشته باشد .
کورش کبیر . امیر کبیر و.... شخصیت هایی از این دست را که پایه گذاران و منشع تحولات اساسی بودند . با گذشت زمان معلوم خواهد شد . که دکتر احمدی نژاد تمام خصوصیات روحی . فکری در بهترین سطح توانایی و صلاحیت معماری سیستم اجرایی و نمایاندن چشم اندازها و ایده آلهای اجرایی جامعه نوین ایران اسلامی را دارد . و ملت با روانتر شدن و ثمر دهی برنامه های ایشان با افتخار و همیاری حرمت این فرزند ملت را به خوبی پاس خواهد داشت .
و این از حکمتهای الهی است . که انتخابها و استقامت درست ملت بر روی حق و عدالت . و پاکی و مجاهدت خوبان در آزمونهای گذشته در مقطعی تاریخی به یکدیگر برسند و هر دو در مسیر کمال قرار بگیرند .
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
معمای توسعه ایران چیست ؟ و راه حل کلیدی آن کدام است ؟
معمای توسعه ایران چیست ؟ و راه حل کلیدی آن کدام است ؟.........
معمای توسعه ایران چیست ؟ و راه حل کلیدی آن کدام است ؟
معمای توسعه ایران چیست ؟ و راه حل کلیدی آن کدام است ؟
معمای توسعه ایران چیست ؟ و راه حل کلیدی آن کدام است ؟
معمای توسعه ایران چیست ؟ و راه حل کلیدی آن کدام است ؟
نظر شخصی : وبلاگ نویسی هر چند در همه رشته و همه زمینه ها و با تمام خصوصیات و روحیات مثبت سیاسی . اجتماعی لازم است . و باید به آنها پرداخته شود . اما ..... نباید بیش از حد به مسائل حاشیه ایی . و روز مره پرداخته شود . همانطور که رییس جمهور از ۵۷ منتقد اقتصادی خواستند . بیش از انتقاد و پر رنگ نمودن معلولهای اقتصادی و.... به ارائه پیشنهاد راه کارهای اصلاحی بپردازند .
معمای توسعه ایران چیست ؟ و راه حل کلیدی آن کدام است ؟
نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
بخشی از معضلات و نتیجه عملکرد دولتهای گذشته ( سازندگی و اصلاحات ) :
1 – مدیریت محافظه کار و غیر شایسته سالار :
2 – نبود طرح جامع و تفصیلی کشوری و استانی :
3 – تضیف همبستگی ملی و رواج گروه گرایی و سیاسی بازی :
4 – سابقه بد دولت نزد ملت : عملکرد دولتهای گذشته ( سازندگی و اصلاحات ) ذهنیت منفی وتاریخی ملت نسبت به دولت را تقویت و تثبت نموده است . که *دولت سودجو و خودخواه است . و *همیشه منافع خود را در الویت قرار می دهد . و *هزینه های بریز و بپاش و حیف و میل بیت المال را از جیب ملت برداشت می کند . * دولت به طبقات پایین اقتصادی جامعه توجه جدی ندارد . و* فقط به مقداری که صدایشان در نیاید امکانات و خدمات می دهد . * دولت فهم درستی از وظایف . منافع ملی و سود و زیان خود ندارد . *چه بسا بدلیل پیشگیری نکردن و بوجود آمدن بحرانهای مختلف اجتماعی واقتصادی و....دولت حاضر است.میلیارد ها تومان برای مقابله ناقص با بحرانها هزینه کند . ونتیجه مناسب هم نگیرد .ولی حاضر نیست . برای منافع عمومی و پیشگیری خیلی کمتر از آن را سرمایه گذاری نماید
5 – کارشناسان اسیر روز مرگی و دچار روحیه محافظه کاری :
6 – ناتوانی ملت در همکاری و مشارکت ملی :
7 – عدم همکاری موثر ملت در مسائل اقتصادی و اجتماعی :
8 – ترکیب و ارتباط زنجیره ایی مشکلات با یکدیگر:
9- سرمایه گذاری در مسیر بحرانهای آینده :
10- از بین رفتن تناسب و ارتباط مشاغل مختلف
11– نبود مکانیسم های حضور موثر نخبگان و عالمان حوزه و دانشگاه در جامعه : با روند شرایط فوق و گروبندیهای سیاسی و غیر سیاسی که در چار چوبهای تعریف نشده فعالیت می کنند . در شرایطی که جامعه با مشکلات مختلف مواجه است . سازوکار مناسبی برای حضور موثرنخبگان و عالمان حوزه و دانشگاه در جامعه وجود ندارد .تا طرحها و ایده های مختلف خود را برای پیشرفت جامعه مطرح نمایند . و بدلیل وجود تضاد منافع و رقابت منفی گروههای مختلف سیاسی . با جو سازی و شانتاژ. تهمت های حیثیتی و تبلیغات منفی مطبوعاتی و سیاسی مانع حضور موثر و آسان در جامعه شده و باعث خلوت گزینی صاحبان علم و دانش میشوند. این روند یا نخبگان را منحرف و وابسته به گروههای مختلف میکند . و استقلال رایشان را از بین میبرد . یا اینکه باید زمانهای طولانی را صرف جوابگویی و رفع سو تفاهمات و تهمتها کنند . و جامعه از حضور عالمان محروم و باعث رشد آفتهای اجتماعی و ملی میشود .و شاید بتوان بیانات << عبرتهای عاشورای >>مقام معظم رهبری را در این چارچوب بررسی کرد . انقلابی که آمده است . تا راههای جدیدی به روی زندگی سالم و پر بار اسلامی و انسانی بگشاید و وظیفه دارد . به بسیاری از سئوالات امروز و فردای جامعه بشری پاسخ دهد . خود در بهره برداری از سرمایه های معنوی خود دچار مشکلات است .
12 – سطحی نگری . فصلی نگری . صنفی نگری . بخشی نگری :
13 – عدم امکان برنامه ریزی زندگی سالم فردی و اجتماعی :
14 – سرایت محافظه کاری مدیریتهای دولتی به بخشهای خصوصی :
15 – مشکلات و معضلات بسیاری که پنهان می مانند :
16 – نبود استراتژی برای همبستگی و مشارکت ملی :
قهوه خانه سید حسین مرعشی : بحثي در حوزه انديشه با پي آمدهاي سياسي
نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
میشه بگی شما چیکاره حسن بیدی ؟
چه عکسایی توپی .
چقدر تاریخ گذشته آموزنده . هوشیار کننده . و زنگ هشدار پنهانی است . برای پایان راه ما.
چند وقته به این موضوع فکر میکنم .
با تمام هیاهویهای زندگی . زمونه ... امروز مردمان کره زمین .
که خودشون رو صاحب زندگی و دنیا میدونند و میخواند حاکم . پیروز . و.... باشند .
عجیب است . که همه این چند میلیارد انسان ( مورچه ) 100 و اندی سال دیگه هیچ کدومشون . نای نفس کشیدن و ادعا کردن رو ندارند .
جنگ برای سراب . برای غبار خاک .
عبرتی که از تاریخ نیاموختیم .
هی تحلیل و تز و فرمول بده
من بهتر و برترم و اون یکی نیست .
اما حقیقت پنهان هستی با تمام این بتوجهی ها . آرام و صبور . مطمئن با پوز خندی بر اولدورم . بولدرم و خیالات خام و غافلانه انسان نفس همه مان را خواهد برید . و پالان سفر اجباری از این جهان را به جانمان خواهد بست . که برو روتو کم کن . هر چقدر هم بخوایم . یاد و فریاد کنیم . که اهای دوستان این دنیا بازی است . این رنگ و لعاب و حاکمیت انسان و این ادعاهای احمقانه تمدن و متمدن و من و ما فلان و بسار هستیم . نشانه جهل مرکبمان بود .
اما کو گوش شنوا . که هنوز . انسانهای این سوی خط سر مست استنشاق اکسیژن و نور آفتاب و تماشای آسمان آبی هستیم . عقلمان نمیرسد . که از درون خاک و از ماورای ادراکاتمان دچار شبیخون میشویم .
امروز و دیروز و گذشتگان رفتند .
ما در فکر تدارک شام فرداییم . ( هنوز تا فردا فاصله هاست )
شخصیت های امروزی و دیروزی در دوران جنگ
نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
آقای ده نمکی . سلام
ما ( منظورم همه اون کسایی که مثبت و سازنده فکر میکنند ) یک اشکال اساسی داریم . از فعالیت انفرادی و گروه کوچک به سازماندهی سالم . سازنده . پاک و... گروههای بزرگ ( سیستم )تبدیل نمیشیم .
اندیشه های مثبت و هم طراز همدیگرو رو پیدا نمیکنند . و همدیگر رو جذب و حرمت ارتباطات سالم . سازنده و پویا را حفظ نمیکنیم .
در حالی که با دشمنان سازماندهی شده . هدفمند . قدرتمند روبرو هستیم . بدنبال فعالیتهای با برد کوتاه . موقت و محدود هستیم .
غالبا پیش میاد . خودمون . خودمون رو میترسونیم . از ادامه راه و خط شکنی و بت شکنی میترسونیم ( چرا ؟ چون بد عمل میکنیم )
اما آینده پویا در آنسوی خط های توهم زای راه مسدود کن است .
زمان جنگ خوبها خوبیها را ترویج . خوبان را تشویق و حمایت میکردند .
خوبها با خدای خوبیها معامله کرده بودند . و اندیشه های مریض توان مقابله با نفوذ خوبیها را نداشتند .
دوره ما شاید . دوره فرمول سازی . الگو سازی . و کشف معیارهای رشد دهنده . مثبت اندیشی . عملهای سازنده باشه .
رفع تکلیف و محافظه کار شدن بهمان نسبت آلوده شدن دیگران ( خوبهای بد شده ) به آرمانها ضربه میزند .
اینها حرفهایی است . که باید گفته شود .
باید بدنبال سازماندهی و هدفمند شدن با برنامه های بلند مدت هستیم .
همیشه فکر میکنم . چطور شده اندیشه های وابسته به آرمان خواهیهای اسلام ناب و امام خمینی ( ره ) و شهدا . همانانی که شما بهتر میشناسی . جانهایی که پر پر شدند .
چطور میشود اینگونه اندیشه ها بهم وصل نمیشوند . چرا در برابر هالیودهای فرهنگی سیطره جو . تخریب کننده و.... مادیگرایی هالیود های آرمانگرا هنری . بطور خودجوش در ایران ( در بین همفکران شهید آوینیها . همتها . زین الدینها . باکریهای فرهنگی و هنری ) بطور خصوصی شروع و پا نمیگیرند .
چه نیازی است . که حتما دولت باید مسبب همه سازماندهیها باشد .
چرا حاتمی کیا . ده نمکی . ملاقلی پور . لطیفی . سلحشور . حسن فتحی . نوری زاد . و................... انگیزه بهم وصل شدن و پویا شدن و انجام تکالیف عینی خود را ندارند ؟
یادم است . رهبر معظم انقلاب صفت کلید ( باز کننده قفلها ) را برای صنعت و هنر سینما بکار بردند . عجیب و مضحک است . اگر کلیدداران . انگیزه سازان حل مسائل و مشکلات کشور و انقلاب خودشان دچار یاس و انفعال . ناتوانی و بی انگیزه گی شده باشند . و معجزه سازان منتظر معجزه بمانند . تا مشکلاتشان حل شود .
اگر شهدا بودند ؟ سئوال میکردند آیا شما مثل مایید ؟ امام میپرسید افق آرمانهایتان بکدام سو منحرف شده است ؟ چرا متشنج و متفرق شده اید ؟ مگر قرار نبود با پیروزی انقلاب اسلامی . استقرار جمهوری اسلامی . پس از جنگ تحمیلی و..... هزاران قدم از دوران قبل که اوج ناتوانیها و محدودیتها بود پیش باشیم . به سازماندهی برسیم ؟
معلوم میشود . نفسانیات ( خصوصیات هرز ) بعد از امام و شهدا به میزان گذر زمان در وجودمان رشد کرده . و رمق آرمانگرایی . اتحاد و همفکری و کوچک کردن خود و بزرگ کردن دوست و همراه و همفکر را گرفته است .
باید بدنبال راههای اساسی تری باشیم . اینها رتبه ایی از مراتب بازیهای دنیا و وقت کشیها و....است .
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
به نظر من :
یا آقای مرعشی نتواستند منظور خودشان را به مخاطب بفهمانند .
ولی اگر همانی که مخاطبان برداشت کردند . مورد نظرشان باشد . نظر عجیبی را ارائه نموده اند .
چند روز پیش خبری را شنیدم . چینی ها تمایل زیادی به خوردن موش پیدا کرده اند .
جامعه بشری که بلحاظ تفاوتها در فرهنگ . منطقه جغرافیایی و محیط زیست شان . سابقه تاریخی . دین و آیین و.... تفاوت های فاحشی در نگرشش ها و برنامه ها با یکدیگر دارند .
چطور میشود . دین اسلام که تفاوتهای ذاتی در بسیاری از مسائل با دنیای دیگران دارد . مبانی و تعاریف جدید تری در علوم مختلف نداشته باشد . البته این به معنای تضاد صد در صد نیست . اما یقیننا دیگران بعلت تفاوتهای مختلف از هزاران راه پیش روی رشد و تعالی به راههایی رقتند که به مزاج اندیشه هایشان سازگار بود .
من فکر میکنم . اگر دوران رنسانس علمی . اقتصادی و... از دنیای اسلام و تفکر اسلام ناب اتفاق می افتاد . امروز بطور طبیعی معیارهای جهانی و مورد پسند غالب کشورها با عینک اسلامی دیده میشد .
شاید این خدمت و وظیفه تاریخی مسلمانان ایران است . تا تلاش کنند . جامعه بشری از دیدگاههای اسلامی در تمام حوزه ها بهره مند شود .
خیلی مضحک خواهد بود . اگر ما اندیشه های آینده ساز را پاک کنیم . و دنیا و رشد و توسعه را با عینک غربی و شرقی ببینیم
مگر قرار بوده است امام صادق ( ع ) تمام و ریز مبانی اقتصاد اسلام را بنویسند . مگر مکتب اسلام به انتهای خود رسیده است . که همچیز گفته و نوشته شده باشد .
شاید این وظیفه تاریخی مسلمانان ایران برای تبیین مبانی اقتصادی . سیاسی . اجتماعی و فرهنگی و... بر اساس اسلام باشد .
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |