if i am not ... you are null
Email : p30hacker@G----------> mail .com
you must be Change ... @ all
()()()()()()()()()()()()()()()()()()
This is Our drEam ... Became a hero . but we dont know heros can'T be a hUman . . . They are just a legend ./+_

مرگ . دوست خوب و بد ما ؟
صدها هزار انسانی که دیروز و امروز دوره آزمون دنیایشان تمام شد . و پرونده خوب و بدشان سنجاق به جانشان از دروازه مرگ گذشتند .
نه ما رفتن آنها را درک کردیم . و نه آنها عمق این تحول ابدی را و بسته شدن دربهای دنیایی را باور کردند .
مرگ . دوست خوب و بد ماست . که تا پای روح و جسممان از خط فاصل دنیا و آخرت رد نشود . نه اینجا بودنمان قابل درک است . نه آنجا رفتنمان .
خوب و بد مرگ . به زمان و چگونگی آن بستگی دارد .
ما عادت کرده ایم . همه داستانها را از اول بخوانیم و باور کنیم .
امروز غیر از فرداست . امروز اگر شاد و خوشیم . غم و درد فردا را نمی فهمیم .
ما اسیر احساسات امروزیم . فردا برایمان خیال است . ادراکات ما برای درک فردا آموزش و تربیت نشده اند . یا شاید هم ناتوان از درک فرداها باشند .
ما انسانهای چند میلیاردی امروز جهان این حقیقت را درک نمیکنیم . که یکصد سال دیگر هیچکداممان نیستیم . و کسی برای بزرگ و کوچکمان . نخبه و عواممان تره هم خورد نمیکند . ما اسیر داستان امروزیم . و همه داستان زندگی را در امروز می بینیم و درک میکنیم . و همه مبناها را از امروز قرار داده ایم . حتی دیروز هم برایمان حرف است و خاطره .
بیاییم داستان را از فرداها بخوانیم .
ما مردگان فرداییم . که امروز مردگان زبان باز کرده اند و سخن میگویند و ادعا و آرزو میکنند . حس مالکیت پیدا کرده اند . زمین و چند صباح مصرف اکسیژن خود را محور هستی و کائنات میدانند . خیلی مضحک است . که این اشتباه و حماقت پایه همه ظلمها و ستمهاست .
ما مرده ها را جان داده اند . تا خیال پردازی کودکانمان را مورد آزمون قرار دهند .
که چقدر آگاه به هویت . جایگاه و هوش آینده نگری داریم .
قالبا بازی دنیا را به لج و لجبازی و خارج کردن واقعیت ها از مدار واقعی اش کشانده ایم .
بیاییم از درون گورستان فردا به فرداها نگاهی بیفکنیم .
قبر کناری رقیب و مخالف قدرتمند سیاسیم بود . که مردم این شهر به کمترین هم حسابش نمیکنند .
خیلی عجیب است . انسان تا واقعیت نفس میکشد . مدعی عالم و آدم هست . همه جا بدنبال منافع و سود و فرصت بیشتر میگردد . حس مالکیتش و خدشه به آن خون خاک شده اش را بجوش می آورد . خشم میگیرد . دادی و هواری میزند . نفس کش میطلبد و..... اما امروز مالکیت خودش را هم ندارد . و نه زن و فرزندش به اختیار اوست . همه افتخارها رنگ میبازد . همه معیارها پوچ و نیست و نابود میشود .
بیاییم در قبرستان و در این گورها کمی فکر کنیم . اکنون که فرصت باقی معیارها و راههای حرکتمان را بر اساس فردای واقعی گور تنظیم کنیم .
جالب است . فردا من مرده بودم . که به امروز بازگشته ام . حرف میزنم . مطلب مینویسم . قدر عشقها و محبت را باید بیشتر قدر بدانم . من در گور بودنم را دیدم . بی محلی ها . خودخواهیهای انسانها را دیده ام . درک کردم . همه دروغ بود . من بودم و اعمالم . من بودم مدارک خفت و خاریم . یک دم دور از خطاهایم نبودم . حس مردودی شهریوری ها را داشتم . هستیم مهر خسران زده خورد بود . همه درها بسته . عجیب احساس تنهایی خفه ام میکرد . آنکه دیروزها قربان و صدقه ام میرفت . مرا اعتنای سگ زار هم نگذاشت . سنگین خسران روحم را شکسته است . میدانی از چه میسوزم ؟ از اینکه دنیای کوتاه زندگی چقدر برایم مهم و زیبا و با شکوه بود . از اینکه گردش زمین . کوهها و دشت و دره ها همه و همه برایم عظمت داشت . اکنون میبینم . بود و نبودش یک بود . من با رنگ سبز شاد بودم . با رنگ سیاه غمگین . نفهمیدم این بازی خوری نفس من بود . شادی و غمم طفیری نداشت . عقل محدود و ناقص من بود . که معیار اشتباه تعیین میکرد . و من بر اساس باطل خودم میجنگیدم . میزدم . خوب و بد را میکشتم . کسی را که مثل من بود . دوستم که از دنیا رفته . در ذهن من پاک میشد و تمام . من هنوز زنده ام . مهم این است . اما امروز که من لخت و عور بی هیچ احترامی در خاک گور رها شده ام . همه هستی را بود و نبودم را تیره و تار میبینم . بافته های رشته شده . من امروز به ناتوانی روز تولدم بازگشته ام . گریه طفولیتم گریه بیگناهی و ترحم آمیز بود . گریه امروزم گریه مجرمیت و رو سیاهم است . توجه و ترحم هیچ کسی را از خوبان و بدان بخود جلب نمیکند . ای خدا چه دردی است هم سخن و هم دردی نداشته باشم . همه در فغان هستند . منم و هستیم معلق در انتظار .
حال که میدانم تنها بدنیا می آییم . تنها زندگی میکنیم و میمیریم و محکومیتم تنهایی است . چرا دادی بزنم . که دلی پاره شود . چرا لقمه ایی بگیرم . که به خونآبه آغشته است . چرا نزاعی بکنم که انتهایش پستی است . چرا .چراااااااااااااااااااا؟
بیاییم داستانمان را از فردا بخوانیم . داستان را که از اول بخوانی . چون فردا را ندیدیم . به امید شانس و اقبال میرویم . و چه بسا فرصت و قدرت بازگشت نداشته باشیم . بیاییم داستان زندگیمان را از فردا و آگاه به نتیجه ها بخوانیم . تا الاغ پالان بر پشت جاده های تکرار تاریخ نباشیم . مواظب باشیم مانند پینوکیو خر نشویم .
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
انسانها برای برقراری ارتباط بین خودشان و درک جهان پیرامون به روشهای گوناگون اقدام کردند . زبان تکلم . خواندن و نوشتن . شناخت زبانهای تصویری . هنری . و........... برای درک بهتر و مشترک از جهان و انتقال مفاهیم به یکدیگر.
هر چه فکر میکنم . احساس میکنم . نقص های بسیاری در زندگی بشر وجود داره . انسان مدعی تمدن داری بنظر میرسه هنوز در مرحله آموزش الفبای تمدنی است . ما ( انسانها )فکر میکنیم . دوران ماقبل تاریخ تمام شده . و انسانهای قرن ۲۱ خیلی پیشترفته و آگاه به زمان و شرایط مکانی و علتها و معلوم ها هستند . بنظرم انسان امروز نسبت به جایگاهی که به آن خواهد رسید . بسیار عوامانه عمل می کند .
بنظرم معادله زندگی انسان نیازمند تحول اساسی است . باید همه مسلمات زندگی بشر مورد تجزیه تحلیل و بازنگری قرار بگیره . انسانی که بر اساس تفکر لیبرالیستی و مادی به دنیا نگاه میکنه . در بن بست قرار گرفته . و شرایط بسمت خطرناک شدن انسان پیش میره .
بعنوان مثال : اگر هستی جهان را کره زمین تصور کنیم . و جامعه بشری را یک خانواده به نظر شما احمقانه و مضحک نیست . که جامعه بشری سالها بدون توجه به واقعیتها . تهدیدها . و........ مشغول دعوای خانوادگی و جنگ بر سر ارث و میراث و کم و زیاد کردن مقدار شام و ناهار روزانه شان هستند ؟
بشر امروز بدون توجه به هستی با عظمت و میلیاردها فرصت و سرمایه برای رشد و تعالی . برای افزایش انگیزه ها و ارضا حس کنجکاوی و لذت بردن از پرواز در کائنات و هزاران لذت درک نکرده و نچشیده . بطور مثال : قرنهاست که بریتانیای کبیر به دنبال به زنجیر کشیدن انسانها و آقایی بر جنازه های انسانی است . و این تفکر قرنهاست دست به دست و نوبت به نوبت جابجا میشود . داستان حاکمان محلی . ملی . جنگها . شکستها و پیروزی ها حکایت تلخی از دور باطل حماقت جویی انسان است . و پس از حل شدن این معمای باطل زیانهای جامعه بشری بر ملا خواهد شد .
مثل این است . که امروز بخواهیم به تفکر . هوش و درایت انسانی هیتلر امیتاز بدهیم . هیتلر چقدر از شخصیت . هوش و منطق انسانی بهره مند بود ؟
انسان امروز چه مقدار با جایگاه و شخصیت انسانیش هماهنگی دارد . و ما مردم ایران در کجای تاریخ انسانی ایستاده ایم ؟ و به کجا میرویم ؟ چه فرصتها . چه وظایف و مسئولیتهای تاریخی و... بعهده داریم ؟
جهان امروز . ساخته پرداخته انسان نمای حیوان منش است . که ظلمهایی که هر روز و شب اتفاق می افتد . حکایت از سست بودن پایه های آن دارد . این وضعیت حیوانیت انسان را حاکم بر شخصیت الهی اش قرار داده است . آنچه مسلم است این وضعیت دوام نخواهد آورد . یا به فاجعه ختم خواهد شد . یا تقدیر الهی بر تحول و فداکاری پیامبر گونه گروهی از جامعه انسانها مسیر حرکت تاریخ را اصلاح خواهد کرد .
و امروز با انقلاب اسلامی ۵۷ . و پس از یک دوره رکود در انتخابات ۳ تیر بار دیگر تفکر آرمانگرایی فرصت ظهور و تعالی پیدا کرده است . و پشت زمینه فکری و آرمانی احمدی نژاد انجام این مسئولیت الهی و تاریخی است .
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
دنیا قرنهاست . که انسانها را به بازی گرفته است . گروهی در میان خاشاک زندگی به آب نباتی عمری را بازیچه دنیا میشوند . گروهی از حقیران قدرتمند که بر گرده جهان نشسته اند . با تصور آقایی بر مسندهای قدرت تکیه زده اند . خبر ندارند . در عین حاکم بودن عروسک دست آموز دنیا شده اند . و همه پرستیز های قدرت بهانه ایی است . تا ملتها باور کنند . که حاکمند .
کمتر پیش آمده . دنیا با تمام زرق و برقش بازیچه انسانها شده باشد . کلمه انسانها درست نیست . تنها عده قلیلی از انسانها هستند . که از پس مکر دنیا برآمده اند و غالب انسانها با کمترین زرق و برقی رقاصه دنیا شده اند .
این عکس . تلاش احمدی نزاد را نشان میدهد . که پرستیزهای افسونگر را به بازی و استهزا گرفته است .

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
سکوت و خاموشی
......................
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
|
عضو شورای اسلامی شهر تهران گفت: حدود 50 درصد مشکل ترافیک پایتخت ناشی از عدم رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی است و از طریق اصلاح فرهنگ ترافیک قابل حل است. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر ، مرتضی طلایی که در جشن شب های تابستان حضور یافته بود با بیان اینکه عوامل متعددی در ایجاد ترافیک موثرند که مهمترین عامل تاثیر گذار فرهنگ ترافیک است گفت : ساماندهی معابر شهری و توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی از دیگر عوامل حل مشکل ترافیک است. http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=532813 ....... یعنی با مشارکت و نظارت موثر ملی |
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
ممنون از جواب
لازم است چند مطلب را عرض کنم .
بنده کینه شخصی با هاشمی ندارم .
معمولا و قالبا در طی دوران انقلاب تا کنون بزرگان انقلاب ( رهبری . حاج احمد آقا و..) به دلایل مختلف من الجمله حساسیت شرایط . کوبیدن مخالفین . و... تایید و یا نکوهش مضاعف انجام میشد . و گذشت زمان باعث روشن تر شدن تضادها و تفائتها و نهایت تغییر نظرها شده است .
وقتی بخش تایید بدون توجه به نکوهشها بیان میشود . این یک بعدی است ( و حق بصورت واقعی معرفی نمیشود )
بطور مثال : رهبری آیت الله مصباح یزدی را مطهری زمان معرفی کردند . از احمدی نزاد بصورت مضاعف و منحصر بفرد تایید کردند . دولت هاشمی در سازندگی اول را دولت کریمه و در دولت دوم مورد تندترین انتقادات قرار دادند . خاتمی ( تفکر اصلاح طلبان ) که تکلیفشان از دیدگاه رهبری روشن است .
حال اگر ترازوی سنجش تفکر امام و رهبری و آرمانهای انقلاب اسلامی است .
نگاه کنید ببینید . احمدی نژاد . هاشمی . خاتمی آهن ربای کدام گونه از تفکرات سیاسی . اقتصادی و اجتماعی است و چه برنامه ها و اهدافی در پیش گرفته اند .
هاشمی : مرعشی . حسن روحانی . حسن موسوی . کرباسچی . عطریان فر . و..... که شامل افرادی است . که قدرت گرفتن آنها به معنای دور شدن از آرمانها . رشد فسادها و گسترده شدن باندهای مافیایی است .
خاتمی : که من بخاطر صداقت در عمل و رو راست بودن و شفاف عمل کردن قابل احترام میدونم . هر چند بدرد مدیریت اجرایی کشور نمیخورد . و ایشان را تنها یک فرد متفکر میدانم و کسانیکه اطرافش هستند مثل هاشمی باندی عمل نمیکنند .
احمدی نژاد : من احمدی نژاد ادامه نهال انقلاب میدانم که پس از دفاع مقدس مقدس جلو رشد و نمو و پویایی اش گرفته شد و اکنون پس از 17 سال این امکان بوجود آمده که تفکری که صاحب تفکر انقلاب اسلامی فرصت معرفی آرمانها و ساماندهی را بدست آورده است .
حال خودت مقایسه کن . اگر حفظ ارزشهای انقلاب معیار اصلی باشد . میشود تعریفهای خوب گذشته را اینقدر بزرگ کنیم . که هاشمی ( گفته بود : من خودم را وقف انقلاب اسلامی کرده ام ") را بسیار خوب بدانیم . در حالی که با قدرت گرفتن او ریشه های انقلاب آسیب ببیند .
یه سئوال دارم . شما اما حسین ( ع ) را بخاطر اینکه فرزند امام علی ( ع) است دوست دارید . یا بخاطر اینکه در کربلا خود را فدای اسلام کرد ؟
ما هاشمی را بخاطر فداکاریهای و تعریفهای گذشته دوست داشته باشیم . یا بخاطر عملکرد خوب یا بد امروزش ؟
تصاویر منتشر نشده از محسن رضایی
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
بنظرم خیلی یک بعدی است .
چرا ننوشته ایی حاج احمد آقا خمینی دقیقا اواخر عمر انتقادات شدیدی به دولت هاشمی داشتند . و از بروز اشکالات اساسی و انحرافات گله میکردند . یادم هست سخنرانی معروفی در امید جوان ( اگر اشتباه نکنم ) چاپ شد .
رهبر انقلاب هم در موارد متعددی با اینکه دولت اول سازندگی را دولت کریمه نامیده بودند . اما از دولت دوم سازندگی انتقادات اساسی داشتند .
دوست گرامی . ظلم بزرگی است . اگر حقی را پایمال کنی و همچنین عامل باطلی را تایید .
من کاری ندارم . بزرگان در مورد هاشمی چه گفته اند . به نظرم اگر هاشمی را با معیارهای حق و انصاف معمول هم بسنجیم . نمیتوانیم خودمان را گول بزنیم . اگر هاشمی خوب است . چرا نردبان و قدرت گرفتن زالو ها ( کارگزاران و هم پیاله هایشان ) شده است ؟
نباید آنقدر اسیر تاییدات گذشته باشیم . که اگر حجت آوردند که روز است . به عقل و منطق خود هم شک کنیم . که نه ممکن است شب باشد .
هاشمی بعد از امام خود را معمار انقلاب میداند . حتی اگر 180 درجه خلاف نظر امام و آرمانهای انقلاب باشد .
حتی اگر زمان امام هم مطیع بود . به دلایل گوناگون بعد از امام بازی جدید و پنهانی را دنبال میکرد و تا پایان دولتهای سازندگی نقشه های پنهانش موفق بود . هر چند بازی هاشمی دولتهای اصلاحات را وارد میدان کرد . اما با افراط گری آنها ضربات سختی خورد . اما باز به مسیر خود ادامه داد . و انتظار داشت در انتخابات نهم با رییس جمهور شدن افسارهای اداره و کنترل کشور را چهار میخ کند . و چنان آشفتگی در معیارهای حق و باطل و درستی و نادرستی بوجود بیاورد ( تفرقه بینداز و حکومت کن ) تا گروهای آرمان خواه و منتقد برای مقابله با برنامه هایش به یکدیگر وصل نشوند .
اما در این بازی ( سوم تیر ). مکر الهی تمام دسیسه ها و بازیهای پنهان آنها را برملا کرد .
شاید انگ تخیلی و خیالاتی بودن بزنی . اما انتخاب نهم یک انتخاب معمولی نبود .
بهتر است بگویم مکر خناسان سیاسی در برابر تقدیر و حکمت الهی شکست خورد .
آخرین نوشته بهنود (بهنود: اينبار به احمدينژاد راي ميدهم) هم بعنوان مخالف تفکر احمدی نژاد با صداقت از زاویه ایی به آن پرداخته است .
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
آب نما سازی یکی از شیوه های زیبا سازی شهرهاست . تلفیق فوارهای آب در فرمهای گوناگون با نورپردازیهای رنگی خصوصا در شب جلوه هایی از زیبایی را بهمراه دارد . و اثرات مستقیم و غیر مستقیمی بر روان فردی و اجتماعی شهروندان بجا میگذارد . اما . آیا آب و نور و نما همه ارزش و بهره این روش زیبا سازی است ؟ معمولا در وسط میدانهای شهر . در بوستان و پارکها با ساخت حوض و یا دریاچه مصنوعی و برنامه ریزی فواره ها و نورپردازیهای مختلف ارواح خسته شهر نشینان را تسکین میدهند . که اگر از حضور در کوهسار و آبشار و طبیعت زنده محروم شده اید . با ساخت بدل آن نواقص خود خواسته را قدری جبران کنید و بار سنگین روحی و افکاری ماشینی را بر زمین بگذارید . و از مرگ خیال زندگی در طبیعت بکر جلوگیری کنید . اما اینجا هم تفکر بهره برداری و بهره وری حداقلی با کوچکترین منفعتی کار را تمام شده و کامل میداند . و حوضی و آب و فواره های نیم بند و نورهای یک در میان خاموش و روشن برای خود عذر میآورد . که در سیستم ماشینی توجیه ساز مدعی نخبگی پشت هم انداز به من چه قانون توجیه ساز منفعت طلب و غیر آن بی ارزش و...... و غیر عاشق خوبیها و بهترینها و نوآوریها و ابتکارات و................... جز این هم نتیجه نمیتواند متصور شد . حتی اگر صدها برابر برایش اصل و قانون و سیستم تو در تو بسازیم و بتراشیم .
بعد اینهمه صغرا و کبرا کردن . که همه آسمانها و ریسمانها را بهم مربوط کردم . و باور کنیم که چاره ایی هم نیست . بقدری دچار بی سازمانی و بدسازمانی شده ایم . که اگر بخواهیم کوچکترین اصلاح و حرف مصلحانه بزنیم . باید اول و ظاهر و باطن صدها مسئله را بیان کنیم . تا جان کلام برای شنونده و خواننده گویا باشد . والا حرفمان صد تا نقیض خود را بهمراه خواهد داشت . که مخالف سخن و نظرت بهمان دلیل که آن را اثبات میکنی آن را رد میکند . و میشود داستان مرغ و تخم مرغ
القصه هدف : اگر در عمل و اجرا بتوانیم ( مثل آب خوردن شدنی است ) آب و نور و نما را در کنار نوای پر رنگ طبیعت ( شر شر آب . دالان و تونل آبی . صدای دالبی و سینمایی شر شر آب ) اجر کنیم . آبنماها نقش بهتری در زیباسازی و تسکین آلام خسته شهرنشینان خواهند داشت .
توضیح بیشتر : آبنماهای فعلی معمولا با فاصله چند متری در برابر مراجعین قرار دارند . بصورتیکه یک طرف عابرین آبنما و نور و شر و شر خفیف آب و در دیگر سمتها سکوت و هوای گرم و خاطرات و تصورات و خیالات شهرنشینی است . و فاقد اثر کامل و موثر بر روی قدرت بینایی و شنوایی و احساسات عاطفی و خیالات و خاطره سازی انسانهاست . اما در صورتیکه محل عبور عابرین در پارکها و میادین و در کنار دریاچه های مصنوعی طوری طراحی و ایجاد شود . که فضای پیرامونی مملو از شر شر آب و نور باشد . و عابرین خود را غرق در این آسودگی و تخلیه بارهای فکری و در وزش نسیم خنکی ببینند و احساس کنند . و این اقدام با طراحیهایی بسیار زیبا و خلاقانه انجام شود . میتواند بسیار بسیار مفیدتر و بهره وری از ساخت و انباشت آبها و مصرف برق و انرژی باشد و اثرات مستقیم و غیر مستقیم و ماندگاری در تلطیف افکار اجتماعی . تعادل و آرامش روح و روان شهرنشینان دارد .
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
چندی پیش، دو وزیر دولت نهم، به تمجید شخصیت دکتر محمود احمدی نژاد ، پرداختند.
به گزارش خبرنگار «فردا»، چندی پیش، دو تن از وزرای دولت نهم در جلسه ای علمی - فرهنگی با حضور برخی از اعضای هیات امنا دانشگاه های کشور، و اساتید برجسته، به تمجید شخصیت رییس جمهور، پرداختند.
بنا بر این گزارش این دو وزیر گفتند: « آقای احمدی نژاد، مصداق بارز "بقیه الله خیر لکم" برای ملت ایران اند.» و اضافه کردند:« این را همه ما در دولت می دانیم، خیلی از نزدیکان ما هم می دانند. شما می توانید عنایاتی که خداوند پس از ریاست جمهوری آقای دکتر، به این کشور داشته است را ببینید.»
گفتنی است، پیش از این رییس دیوان عالی محاسبات کشور ادعایی در مورد سفر خود به سوریه و اینکه مردمان آنجا از احمدی نژاد بعنوان «پیامبر بعدی» نام می برند، نمود.
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
بهنود: اينبار به احمدينژاد راي ميدهم
بنابر اينها بود که لازم مي دانم پشيماني خود را از اينکه به آقاي احمدي نژاد راي ندادم اعلام دارم. و از آنجايي که احساسم اين است که هنوز کار مهمي که اين دولت بايد انجام مي داد صورت نپذيرفته است، دو سال ديگر اگر بودم جبران مافات مي کنم و به دکتر محمود احمدي نژاد راي مي دهم.
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
معما توسعه ایران چیست ؟ راه حل کلیدی آن کجاست ؟ معمای توسعه اشتباه معادله نویسی ماست ( ماییم ) ملت آرمانخواهی هستیم . جیره خوار و حقیر نیستیم . چندین هزار سال است که هست . توانا و برجسته . هر کس و ناکسی در این کشور قدرت را بدست گرفته . هوس تمامیت خواهی کرده . مدتهای مدیدی حاکمان نوکر صفت سلطه داشتند . و زمانهای اندکی مصلحان . گاهی با فقر بی تدبیری مدیران پاشیده شده اند . و گاهی با سلحشوری خود را ساخته اند . به تدریج تفکر خوف و رجا . ترس و امید . اعتماد و بی اعتمادی . همکاری و کارشکنی و... فرهنگ رایجمان شده . این است . که وا مانده است . آیا راست میگوید . یا دروغ . بازی میدهد . یا پاک باخته است .
مسئله از امام خمینی و انقلاب 57 شروع شد . ایرانی قالب حقارت آمیز گذاشته را شکست . و در هیبت بزرگزادگی خود ظاهر شد . سالها گذشت . با حضور و ظهور مجدد خاطرات تلخ مدیریت شبه ارباب و رعیتی دولتهای گذشته ( سازندگی و اصلاحات ) اعتمادش لطمه خورد . اوضاع را در شأن خود نمیبیند. از شرایط احساس تحقیر میکند. بااصالت را که تحقیر کنی، به هم میریزد، نظم فکری و عملیاش. اینچنین است که همه چیز به هم ریخته .
ملت بزرگوار صدقه پذیر نیست . عزت میخواهد . توسعه وارداتی مونتاز شده را افت شان خود میداند . از اینکه بنشیند و تماشاچی توسعه کشور باشد و به بازیش نگیرند دل چرکین است .
ملت میخواهد در ساخت خشتهای توسعه مشارکت موثر داشته باشد . خاطره مشارکت در پیروزی انقلاب و 8 سال دفاع مقدس . و کاستیهای امروز او را شکننده کرده است .
از اینکه مدیریتها نمیتوانند 70 میلیون تولید کننده خشتهای توسعه را در جهت تعالی کشور سازماندهی و به خدمت بگیرند دلخور است .
رویای دولت 70 میلیونی ( دولت عشق ایرانی ) تصوری است . که میتواند فراتر از معیارها و برنامه های توسعه شرقی و غربی روح تعالی طلب ایرانی را به اغنا برساند
سایت شخصی قالیباف : ایران خوب
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
دیشب در سومین بخش مصاحبه رییس جمهور با خبرنگاران . رییس جمهور در جواب سئوال خبرنگار فارس ( حامد طالبی ) در مورد سنگ اندازی شبکه مافیا و اختلال در اداره کشور ( مانند رشد جهشی مسکن و... ) به مشخصات فردی اشاره کرد . این شخص در دوران قبل که وارد از سرمایه و مکنت مالی چیز قابل توجهی نداشت . ولی اکنون خبر دار شده اند که ۶۰۰ میلیارد تومان سرمایه دارند . این شخصی در مطبوعات هم زیاد حرف میزند .
این ۲ مشخصه کدام یک از رانت و ویژه خواران است ؟
حدس من ح - م است . که اتفاقا برای ویژه خواری و چپاول سرمایه های ملی . توجیهات انقلابی . اصلاحگرایانه و پیش بینی روزهای مبادا میکنند .
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
حرکت اصولی اصولگرایان مردم را به انتخاب خود مصمم و خوشنود کرده است . و در صد بالایی از کسانیکه در انتخابات 3 تیر 84 در اثر بداخلاقیهای سیاسی به رقبای رییس جمهور رای دادند . در دوره بعد اصلح را بهتر بشناسند .
و شما خیلی دوست دارید . این اتفاق معکوس شود . خودتان هم میدانید . عمل خوب نتیجه خوب خواهد داشت . و شما از این معادله ناراحت هستید .
در ضمن تفکر شما از عنوانهای متعدل ها . نگاه فرا جناحی . و.... سو استفاده میکنید . تفکر گرگی را در لباس میش به میدان قضاوت ملت میفرستید .
بهتر از بگویید . ارزشهای اسلام و انقلاب . حقوق محرومین و پا برهنگان . جنگ فقر و غنا . اسلام ناب محمدی ( ص) . مقاومت در برابر زیادی خواهی غرب و استکبار جهانی . تبلیغ فرهنگ و تفکر بسیجی . از بین رفتن فاصله طبقاتی و رشد متوازن و..... تعدیل شود . و برای بوجود آمدن تعادل و به روی کار آمدن متعادلها ارزشهای لیبرالیستی و سرمایه داری . مصرف گرایی . رشد فرهنگ طبقه نوکر و طبقه مرفه و..... ترویج شود . تا بقول شما تعادل برقرار شود .
سایت شخصی سید حسین مرعشی : خسارات حركتهاي تند مردم را به معتدلها متمايل كرده است
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
صدها هزار انسانی که دیروز و امروز دوره آزمون دنیایشان تمام شد . و پرونده خوب و بدشان سنجاق به جانشان از دروازه مرگ گذشتند .
نه ما رفتن آنها را درک کردیم . و نه آنها عمق این تحول ابدی را و بسته شدن دربهای دنیایی را باور کردند .
مرگ . دوست خوب و بد ماست . که تا پای روح و جسممان از خط فاصل دنیا و آخرت رد نشود . نه اینجا بودنمان قابل درک است . نه آنجا رفتنمان .
خوب و بد مرگ . به زمان و چگونگی آن بستگی دارد .
ما عادت کرده ایم . همه داستانها را از اول بخوانیم و باور کنیم .
امروز غیر از فرداست . امروز اگر شاد و خوشیم . غم و درد فردا را نمی فهمیم .
ما اسیر احساسات امروزیم . فردا برایمان خیال است . ادراکات ما برای درک فردا آموزش و تربیت نشده اند . یا شاید هم ناتوان از درک فرداها باشند .
ما انسانهای چند میلیاردی امروز جهان این حقیقت را درک نمیکنیم . که یکصد سال دیگر هیچکداممان نیستیم . و کسی برای بزرگ و کوچکمان . نخبه و عواممان تره هم خورد نمیکند . ما اسیر داستان امروزیم . و همه داستان زندگی را در امروز می بینیم و درک میکنیم . و همه مبناها را از امروز قرار داده ایم . حتی دیروز هم برایمان حرف است و خاطره .
بیاییم داستان را از فرداها بخوانیم .
ما مردگان فرداییم . که امروز مردگان زبان باز کرده اند و سخن میگویند و ادعا و آرزو میکنند . حس مالکیت پیدا کرده اند . زمین و چند صباح مصرف اکسیژن خود را محور هستی و کائنات میدانند . خیلی مضحک است . که این اشتباه و حماقت پایه همه ظلمها و ستمهاست .
ما مرده ها را جان داده اند . تا خیال پردازی کودکانمان را مورد آزمون قرار دهند .
که چقدر آگاه به هویت . جایگاه و هوش آینده نگری داریم .
قالبا بازی دنیا را به لج و لجبازی و خارج کردن واقعیت ها از مدار واقعی اش کشانده ایم .
.............ادامه دارد
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
سلام .
کناره گیری و مربی گری پیش کسوتان سیاسی خبر و تدبیر خوبی است .
بنظر آقای ناطق زودتر متوجه تغییر ذائقهای سیاسی شدند . و بزرگوارانه میدان را برای نقش آفرینی و پخته شدن جوانترها باز کردند .
خدا کند در عرصه تربیت و مربی گری شاگردان خوبی در عرصه فعالیت سالم سیاسی . اجتماعی و قانونمداری و.... به جامعه معرفی کنید .
این هم از توفیقات اجباری انتخابات دولت نهم ( احمدی نزاد ) بود . والا تا آخرین قطره خونتان از سنگرهای مدیریتی یک قدم هم عقب نشینی نمیکردید .
سایت شخصی سید حسین مرعشی : ورود به پنجاه سالگي
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
برد عراق مقابل سمبل تروريستها، پيامي براي وحدت ملي
آیا تیم فوتبال عراق بهترین بود ؟ چرا در فینال عربستان در برابر عراق قرار گرفت و شکست خورد ؟ چه میشد اگر در این بازی ایران بجای عربستان در برابر عراق قرار میگرفت و شکست میخورد ؟ چرا ایران در برابر کره از گردون بازیها حذف شد ؟ آیا این شکست شیرینی نبود ؟ ما ایرانیها اگر تیممان در برابر عراق قرار میگرفت دوست داشتیم کدام تیم شکست بخورد و کدام برنده شود ؟ آیا راضی میشدیم ملت ستمدیده عراق پس از سالها ستمدیده گی از گل لبخند پیروزی در فوتبال محروم شوند ؟ آیا شیرینی پیروزی فوتبال عراق تسکین شکست تیم فوتبال ایران نیست ؟ آیا شکست عربستان از شکست ایران سنگین تر نبود ؟ و................
هر چه بود . ابر و باد و مه و خورشید بود . که برای پیروزی تیم فوتبال عراق با هم هماهنگ شدند . تا تقدیری زیبا اتفاق بیفتد . این پیروزی بر ملت متحد عراق مبارک است انشاالله
نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
اگر من وزیر بودم . محدود به چاردیواری وزارت فکر نمیکردم ( بخشی نگری . فصلی نگری . صنفی نگری و سطحی نگری ) و از نگاه و اهداف یک رییس جمهور ( کلان و ملی نگر ) مسائل و برنامه ها را بررسی و پیگیری میکردم . و همین نگاه را در حوزه وزارت . معاونین . مدیران کل و فضای برنامه ریزی را به سمت کلان نگری سوق میدادم .
بسترهای جوشش فکر و ایده را ایجاد و راههای ارتباطی و وصل شدن همه تواناییها . ایده ها و.... از کل سازمان وزارت و جامعه به اتاقهای فکر وصل میکردم . تا مدیرانم در موضع انتخاب بهترینها و وصل به دریای فکر و اندیشه و از نعمت بروز بودن بهره مند باشند .
چون در یک خانه و یک خانواده پر جمعیت . نمیتوان فرزندی از خانواده را موفق و اتاقی از خانه را ایده آل زندگی دانست . مگر اینکه تفکر مشارکت موثر در اداره خانه و مسیر رشد خانواده هموار باشد .
اتاق فکری از مشاوران ایجاد میکردم . تا کاستیهای بخشهای دیگر جامعه که به فعالیت وزارت خانه لطمه میزنند . را شناسایی و راه حل ارائه کنند . و همه را از بخشی نگری و سطحی نگری برحذر میداشتم . و تفکر بسیجی را بصورت پویا حاکم میکردم . همه فضاها و فرصتهای مشارکت موثر ملت را مشخص و به طرق گوناگون به جامعه معرفی میکردم . حتی تلاش میکردم زمینه های رقابتی شدن و نوآوری بین وزارت خانه ها رایج شود . اطلاع رسانی را بطور شفاف و با سرعت و کیفیت بالا ارائه میدادم . حتما تلاش میکردم مواقعی بین کارکنان بخشهای مختلف حضور داشته باشم . ایده آلهای فعالیت وزارت خانه را ترسیم میکردم . و فکر اینکه محدود هستیم . ناتوانیم . بودجه نداریم و...نمیشود و نمیتوانیم . را بلکل سربه نیست میکردم تا خیال همه راحت شود . بخشی از تواناییها . سرمایه ها و فرصتهای همه وزارت خانه ها در نزد یکدیگر و بعضا راکد و بلوکه شده است . بعلت اشکالات سازماندهی . دیوان سالاری و وجود فاصله ها و خلاهای همکاری بین سازمانی . من بعنوان وزیر و امانت دار ملت در دنیای رقابت جهانی وظیفه دارم . گره های کور را باز و از ایجاد گره های جدید جلوگیری کنم . من فکر میکنم . جامعه ما . وزارت خانه نیازمند سازماندهی جدید و اصولی تری است . هر چقدر سازماندهی روانتر باشد . بهره وری رشد پیدا میکند . برای همکاری با دیگر وزارت خانه ها هیچ منیت و اعتبار شخصی برای خود قائل نبودم . نهایت کار وزیر امانت دار خوب و بهره وری بهتر از فرصتها و سرمایه هاست . بنا به ضرب المثل معروف : چو صد آمد نود هم پیش ماست . با تغییر آن بصورت : چو طرح صد آمد . نود طرح و ایده هم پیش ماست . به راه کارها و ابتکاراتی اساسی دست میزدم . که در طول اجرا صدها گره را باز . و صدها فرصت و سرمایه جدید را باز کند . و اصلاحات و برنامه ریزی را از موضوعات کلان شروع میکردم . چرا که بعضا دیده میشود . بیشتر مشغول موضوعات خرد میشوند . و بعلت بلاتکلیفی در موضوعات کلان . روند توسعه کند . بهره وری اندک و در مواقع بسیار باعث شکست یا موفقیت اندک برنامه های اصلاحی میشود . اگر من وزیر بودم . تلاش میکردم کارکنان وزارت بازرگانی خود را کمتر از وزیر ندانند . و نقش و اثر خود را مهم و با ارزش بدانند و این شخصیت را مانند دریافت حقوق برایشان مهم باشد.
سایت مشاوران جوان وزارت بازرگانی : اگر من وزير بودم؟! بد نخواهد بود اگر شما هم نظراتان را بنویسید .
نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
*واقعیت مسلم و غیر قابل انکار :
به همان نسبت که روشنایی روز دلیل وجود آفتاب است . رشد و توسعه اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی و همچنین عقب ماندگی و عدم توسعه یافتگی هر کشوری رابطه مستقیمی با میزان مشارکت و نظارت موثر ملی دارد .
و هر مقدار میزان مشارکت و نظارت موثر ملی بالاتر باشد . بهره وری و شتاب توسعه . رضایتمندی و رفاه ملی بالاتر خواهد بود .
و بهر میزان در صد مشارکت و نظارت موثر ملی کاهش یابد . چندین برابر آن اتلاف سرمایه ها و فرصتها بیشتر و روند توسعه کندتر و رضایتمندی و رفاه ملی کاهش پیدا میکند .
بر اساس این واقعیت معلوم میشود . ریشه اصلی همه مشکلات و شکست برنامه ها و همچنین راه حل کلیدی و علاج همه دردهای فرهنگی . اجتماعی . اقتصادی و سیاسی به میزان مشارکت و نظارت موثر ملی است .
*مشارکت و نظارت موثر ملی حلقه مشترک . متوازن و هماهنگ کننده توسعه اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی با یکدیگر است
*مشارکت و نظارت موثر ملی . فعال کننده سرمایه های بلوکه و راکد مانده بخشهای مختلف نسبت به یکدیگر است .
*مشارکت و نظارت موثر ملی . عامل افزایش تصاعدی تواناییهای ملی و کاهش عینی و روانی مشکلات وموانع پیش روی سازندگی کشور است .
*مشارکت و نظارت موثر ملی . پیشگیری کننده از فرصت یابی و نفوذ دشمنان داخلی و خارجی برای تفرقه افکنی . شایعه سازی و یارگیری در مسیر شکست برنامه هاست .
*مشارکت و نظارت موثر ملی . حاکم شدن روح تفکر ایرانی . اسلامی در همه برنامه های توسعه
* مشارکت و نظارت موثر ملی . مهیا شدن فضای جامعه برای جوشش نبوغ ایرانی . اسلامی است
*نظارت موثر ملی ( 70 میلیونی ) . ایده آل ترین شبکه نظارت ملی . کسب اخبار و گزارشات مردمی در کوتاه ترین زمان ازهمه بخشهای کشور برای جلوگیری از توطئه های داخلی و خارجی . پیشگیری از مفاسد سیاسی . اقتصادی . اداری و مدیریتی و مبارزه با قاچاق کالا و مواد مخدر و..... است .
*پیش نیازهای ایجاد مشارکت و نظارت موثر ملی :
1- تضمین . تامین و پرداخت حقوق عادلانه همه اقشار جامعه
2- ایجاد بسترهای سالم و کامل حضور و مشارکت و نظارت موثر ملی ( 70 میلیونی )
3- وجود برنامه و استراتزی جامع و موثر برای سازماندهی . هدفمند و هماهنگ نمودن همه سرمایه های ملی و فعالیتها با یکدیگر .
جامعه ایران طی سالیان قبل از انقلاب 57 دچار عقب ماندگیهای سیاسی . فرهنگی . اجتماعی و اقتصادی بود . که بعد از انقلاب با وقوع جنگ تحمیلی 8 ساله ادامه پیدا کرد .
دولتهای سازندگی و در ادامه دولتهای اصلاحات . در مواجهه با انباشت حقوق مادی و معنوی پرداخت نشده + رشد روز افزون و متنوع نیازها و انتظارات ملی و رشد شدید جمعیت + تخریب زیر بناهای جامعه در جنگ تحمیلی = که باعث رشد معضلات و افزایش هزینه های ملی و + همچنین نابسامانی جامعه . کاهش بهرهوری و درآمدهای ملی شده بود . با تصور اینکه با وجود کمبود منا