if i am not ... you are null
Email : p30hacker@G----------> mail .com
you must be Change ... @ all
()()()()()()()()()()()()()()()()()()
This is Our drEam ... Became a hero . but we dont know heros can'T be a hUman . . . They are just a legend ./+_

ممنون از جواب
لازم است چند مطلب را عرض کنم .
بنده کینه شخصی با هاشمی ندارم .
معمولا و قالبا در طی دوران انقلاب تا کنون بزرگان انقلاب ( رهبری . حاج احمد آقا و..) به دلایل مختلف من الجمله حساسیت شرایط . کوبیدن مخالفین . و... تایید و یا نکوهش مضاعف انجام میشد . و گذشت زمان باعث روشن تر شدن تضادها و تفائتها و نهایت تغییر نظرها شده است .
وقتی بخش تایید بدون توجه به نکوهشها بیان میشود . این یک بعدی است ( و حق بصورت واقعی معرفی نمیشود )
بطور مثال : رهبری آیت الله مصباح یزدی را مطهری زمان معرفی کردند . از احمدی نزاد بصورت مضاعف و منحصر بفرد تایید کردند . دولت هاشمی در سازندگی اول را دولت کریمه و در دولت دوم مورد تندترین انتقادات قرار دادند . خاتمی ( تفکر اصلاح طلبان ) که تکلیفشان از دیدگاه رهبری روشن است .
حال اگر ترازوی سنجش تفکر امام و رهبری و آرمانهای انقلاب اسلامی است .
نگاه کنید ببینید . احمدی نژاد . هاشمی . خاتمی آهن ربای کدام گونه از تفکرات سیاسی . اقتصادی و اجتماعی است و چه برنامه ها و اهدافی در پیش گرفته اند .
هاشمی : مرعشی . حسن روحانی . حسن موسوی . کرباسچی . عطریان فر . و..... که شامل افرادی است . که قدرت گرفتن آنها به معنای دور شدن از آرمانها . رشد فسادها و گسترده شدن باندهای مافیایی است .
خاتمی : که من بخاطر صداقت در عمل و رو راست بودن و شفاف عمل کردن قابل احترام میدونم . هر چند بدرد مدیریت اجرایی کشور نمیخورد . و ایشان را تنها یک فرد متفکر میدانم و کسانیکه اطرافش هستند مثل هاشمی باندی عمل نمیکنند .
احمدی نژاد : من احمدی نژاد ادامه نهال انقلاب میدانم که پس از دفاع مقدس مقدس جلو رشد و نمو و پویایی اش گرفته شد و اکنون پس از 17 سال این امکان بوجود آمده که تفکری که صاحب تفکر انقلاب اسلامی فرصت معرفی آرمانها و ساماندهی را بدست آورده است .
حال خودت مقایسه کن . اگر حفظ ارزشهای انقلاب معیار اصلی باشد . میشود تعریفهای خوب گذشته را اینقدر بزرگ کنیم . که هاشمی ( گفته بود : من خودم را وقف انقلاب اسلامی کرده ام ") را بسیار خوب بدانیم . در حالی که با قدرت گرفتن او ریشه های انقلاب آسیب ببیند .
یه سئوال دارم . شما اما حسین ( ع ) را بخاطر اینکه فرزند امام علی ( ع) است دوست دارید . یا بخاطر اینکه در کربلا خود را فدای اسلام کرد ؟
ما هاشمی را بخاطر فداکاریهای و تعریفهای گذشته دوست داشته باشیم . یا بخاطر عملکرد خوب یا بد امروزش ؟
تصاویر منتشر نشده از محسن رضایی
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
بنظرم خیلی یک بعدی است .
چرا ننوشته ایی حاج احمد آقا خمینی دقیقا اواخر عمر انتقادات شدیدی به دولت هاشمی داشتند . و از بروز اشکالات اساسی و انحرافات گله میکردند . یادم هست سخنرانی معروفی در امید جوان ( اگر اشتباه نکنم ) چاپ شد .
رهبر انقلاب هم در موارد متعددی با اینکه دولت اول سازندگی را دولت کریمه نامیده بودند . اما از دولت دوم سازندگی انتقادات اساسی داشتند .
دوست گرامی . ظلم بزرگی است . اگر حقی را پایمال کنی و همچنین عامل باطلی را تایید .
من کاری ندارم . بزرگان در مورد هاشمی چه گفته اند . به نظرم اگر هاشمی را با معیارهای حق و انصاف معمول هم بسنجیم . نمیتوانیم خودمان را گول بزنیم . اگر هاشمی خوب است . چرا نردبان و قدرت گرفتن زالو ها ( کارگزاران و هم پیاله هایشان ) شده است ؟
نباید آنقدر اسیر تاییدات گذشته باشیم . که اگر حجت آوردند که روز است . به عقل و منطق خود هم شک کنیم . که نه ممکن است شب باشد .
هاشمی بعد از امام خود را معمار انقلاب میداند . حتی اگر 180 درجه خلاف نظر امام و آرمانهای انقلاب باشد .
حتی اگر زمان امام هم مطیع بود . به دلایل گوناگون بعد از امام بازی جدید و پنهانی را دنبال میکرد و تا پایان دولتهای سازندگی نقشه های پنهانش موفق بود . هر چند بازی هاشمی دولتهای اصلاحات را وارد میدان کرد . اما با افراط گری آنها ضربات سختی خورد . اما باز به مسیر خود ادامه داد . و انتظار داشت در انتخابات نهم با رییس جمهور شدن افسارهای اداره و کنترل کشور را چهار میخ کند . و چنان آشفتگی در معیارهای حق و باطل و درستی و نادرستی بوجود بیاورد ( تفرقه بینداز و حکومت کن ) تا گروهای آرمان خواه و منتقد برای مقابله با برنامه هایش به یکدیگر وصل نشوند .
اما در این بازی ( سوم تیر ). مکر الهی تمام دسیسه ها و بازیهای پنهان آنها را برملا کرد .
شاید انگ تخیلی و خیالاتی بودن بزنی . اما انتخاب نهم یک انتخاب معمولی نبود .
بهتر است بگویم مکر خناسان سیاسی در برابر تقدیر و حکمت الهی شکست خورد .
آخرین نوشته بهنود (بهنود: اينبار به احمدينژاد راي ميدهم) هم بعنوان مخالف تفکر احمدی نژاد با صداقت از زاویه ایی به آن پرداخته است .
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
معما توسعه ایران چیست ؟ راه حل کلیدی آن کجاست ؟ معمای توسعه اشتباه معادله نویسی ماست ( ماییم ) ملت آرمانخواهی هستیم . جیره خوار و حقیر نیستیم . چندین هزار سال است که هست . توانا و برجسته . هر کس و ناکسی در این کشور قدرت را بدست گرفته . هوس تمامیت خواهی کرده . مدتهای مدیدی حاکمان نوکر صفت سلطه داشتند . و زمانهای اندکی مصلحان . گاهی با فقر بی تدبیری مدیران پاشیده شده اند . و گاهی با سلحشوری خود را ساخته اند . به تدریج تفکر خوف و رجا . ترس و امید . اعتماد و بی اعتمادی . همکاری و کارشکنی و... فرهنگ رایجمان شده . این است . که وا مانده است . آیا راست میگوید . یا دروغ . بازی میدهد . یا پاک باخته است .
مسئله از امام خمینی و انقلاب 57 شروع شد . ایرانی قالب حقارت آمیز گذاشته را شکست . و در هیبت بزرگزادگی خود ظاهر شد . سالها گذشت . با حضور و ظهور مجدد خاطرات تلخ مدیریت شبه ارباب و رعیتی دولتهای گذشته ( سازندگی و اصلاحات ) اعتمادش لطمه خورد . اوضاع را در شأن خود نمیبیند. از شرایط احساس تحقیر میکند. بااصالت را که تحقیر کنی، به هم میریزد، نظم فکری و عملیاش. اینچنین است که همه چیز به هم ریخته .
ملت بزرگوار صدقه پذیر نیست . عزت میخواهد . توسعه وارداتی مونتاز شده را افت شان خود میداند . از اینکه بنشیند و تماشاچی توسعه کشور باشد و به بازیش نگیرند دل چرکین است .
ملت میخواهد در ساخت خشتهای توسعه مشارکت موثر داشته باشد . خاطره مشارکت در پیروزی انقلاب و 8 سال دفاع مقدس . و کاستیهای امروز او را شکننده کرده است .
از اینکه مدیریتها نمیتوانند 70 میلیون تولید کننده خشتهای توسعه را در جهت تعالی کشور سازماندهی و به خدمت بگیرند دلخور است .
رویای دولت 70 میلیونی ( دولت عشق ایرانی ) تصوری است . که میتواند فراتر از معیارها و برنامه های توسعه شرقی و غربی روح تعالی طلب ایرانی را به اغنا برساند
سایت شخصی قالیباف : ایران خوب
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
حرکت اصولی اصولگرایان مردم را به انتخاب خود مصمم و خوشنود کرده است . و در صد بالایی از کسانیکه در انتخابات 3 تیر 84 در اثر بداخلاقیهای سیاسی به رقبای رییس جمهور رای دادند . در دوره بعد اصلح را بهتر بشناسند .
و شما خیلی دوست دارید . این اتفاق معکوس شود . خودتان هم میدانید . عمل خوب نتیجه خوب خواهد داشت . و شما از این معادله ناراحت هستید .
در ضمن تفکر شما از عنوانهای متعدل ها . نگاه فرا جناحی . و.... سو استفاده میکنید . تفکر گرگی را در لباس میش به میدان قضاوت ملت میفرستید .
بهتر از بگویید . ارزشهای اسلام و انقلاب . حقوق محرومین و پا برهنگان . جنگ فقر و غنا . اسلام ناب محمدی ( ص) . مقاومت در برابر زیادی خواهی غرب و استکبار جهانی . تبلیغ فرهنگ و تفکر بسیجی . از بین رفتن فاصله طبقاتی و رشد متوازن و..... تعدیل شود . و برای بوجود آمدن تعادل و به روی کار آمدن متعادلها ارزشهای لیبرالیستی و سرمایه داری . مصرف گرایی . رشد فرهنگ طبقه نوکر و طبقه مرفه و..... ترویج شود . تا بقول شما تعادل برقرار شود .
سایت شخصی سید حسین مرعشی : خسارات حركتهاي تند مردم را به معتدلها متمايل كرده است
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
سلام .
کناره گیری و مربی گری پیش کسوتان سیاسی خبر و تدبیر خوبی است .
بنظر آقای ناطق زودتر متوجه تغییر ذائقهای سیاسی شدند . و بزرگوارانه میدان را برای نقش آفرینی و پخته شدن جوانترها باز کردند .
خدا کند در عرصه تربیت و مربی گری شاگردان خوبی در عرصه فعالیت سالم سیاسی . اجتماعی و قانونمداری و.... به جامعه معرفی کنید .
این هم از توفیقات اجباری انتخابات دولت نهم ( احمدی نزاد ) بود . والا تا آخرین قطره خونتان از سنگرهای مدیریتی یک قدم هم عقب نشینی نمیکردید .
سایت شخصی سید حسین مرعشی : ورود به پنجاه سالگي
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
اگر من وزیر بودم . محدود به چاردیواری وزارت فکر نمیکردم ( بخشی نگری . فصلی نگری . صنفی نگری و سطحی نگری ) و از نگاه و اهداف یک رییس جمهور ( کلان و ملی نگر ) مسائل و برنامه ها را بررسی و پیگیری میکردم . و همین نگاه را در حوزه وزارت . معاونین . مدیران کل و فضای برنامه ریزی را به سمت کلان نگری سوق میدادم .
بسترهای جوشش فکر و ایده را ایجاد و راههای ارتباطی و وصل شدن همه تواناییها . ایده ها و.... از کل سازمان وزارت و جامعه به اتاقهای فکر وصل میکردم . تا مدیرانم در موضع انتخاب بهترینها و وصل به دریای فکر و اندیشه و از نعمت بروز بودن بهره مند باشند .
چون در یک خانه و یک خانواده پر جمعیت . نمیتوان فرزندی از خانواده را موفق و اتاقی از خانه را ایده آل زندگی دانست . مگر اینکه تفکر مشارکت موثر در اداره خانه و مسیر رشد خانواده هموار باشد .
اتاق فکری از مشاوران ایجاد میکردم . تا کاستیهای بخشهای دیگر جامعه که به فعالیت وزارت خانه لطمه میزنند . را شناسایی و راه حل ارائه کنند . و همه را از بخشی نگری و سطحی نگری برحذر میداشتم . و تفکر بسیجی را بصورت پویا حاکم میکردم . همه فضاها و فرصتهای مشارکت موثر ملت را مشخص و به طرق گوناگون به جامعه معرفی میکردم . حتی تلاش میکردم زمینه های رقابتی شدن و نوآوری بین وزارت خانه ها رایج شود . اطلاع رسانی را بطور شفاف و با سرعت و کیفیت بالا ارائه میدادم . حتما تلاش میکردم مواقعی بین کارکنان بخشهای مختلف حضور داشته باشم . ایده آلهای فعالیت وزارت خانه را ترسیم میکردم . و فکر اینکه محدود هستیم . ناتوانیم . بودجه نداریم و...نمیشود و نمیتوانیم . را بلکل سربه نیست میکردم تا خیال همه راحت شود . بخشی از تواناییها . سرمایه ها و فرصتهای همه وزارت خانه ها در نزد یکدیگر و بعضا راکد و بلوکه شده است . بعلت اشکالات سازماندهی . دیوان سالاری و وجود فاصله ها و خلاهای همکاری بین سازمانی . من بعنوان وزیر و امانت دار ملت در دنیای رقابت جهانی وظیفه دارم . گره های کور را باز و از ایجاد گره های جدید جلوگیری کنم . من فکر میکنم . جامعه ما . وزارت خانه نیازمند سازماندهی جدید و اصولی تری است . هر چقدر سازماندهی روانتر باشد . بهره وری رشد پیدا میکند . برای همکاری با دیگر وزارت خانه ها هیچ منیت و اعتبار شخصی برای خود قائل نبودم . نهایت کار وزیر امانت دار خوب و بهره وری بهتر از فرصتها و سرمایه هاست . بنا به ضرب المثل معروف : چو صد آمد نود هم پیش ماست . با تغییر آن بصورت : چو طرح صد آمد . نود طرح و ایده هم پیش ماست . به راه کارها و ابتکاراتی اساسی دست میزدم . که در طول اجرا صدها گره را باز . و صدها فرصت و سرمایه جدید را باز کند . و اصلاحات و برنامه ریزی را از موضوعات کلان شروع میکردم . چرا که بعضا دیده میشود . بیشتر مشغول موضوعات خرد میشوند . و بعلت بلاتکلیفی در موضوعات کلان . روند توسعه کند . بهره وری اندک و در مواقع بسیار باعث شکست یا موفقیت اندک برنامه های اصلاحی میشود . اگر من وزیر بودم . تلاش میکردم کارکنان وزارت بازرگانی خود را کمتر از وزیر ندانند . و نقش و اثر خود را مهم و با ارزش بدانند و این شخصیت را مانند دریافت حقوق برایشان مهم باشد.
سایت مشاوران جوان وزارت بازرگانی : اگر من وزير بودم؟! بد نخواهد بود اگر شما هم نظراتان را بنویسید .
نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
بخشی از معضلات و نتیجه عملکرد دولتهای گذشته ( سازندگی و اصلاحات ) :
1 – مدیریت محافظه کار و غیر شایسته سالار :
2 – نبود طرح جامع و تفصیلی کشوری و استانی :
3 – تضیف همبستگی ملی و رواج گروه گرایی و سیاسی بازی :
4 – سابقه بد دولت نزد ملت : عملکرد دولتهای گذشته ( سازندگی و اصلاحات ) ذهنیت منفی وتاریخی ملت نسبت به دولت را تقویت و تثبت نموده است . که *دولت سودجو و خودخواه است . و *همیشه منافع خود را در الویت قرار می دهد . و *هزینه های بریز و بپاش و حیف و میل بیت المال را از جیب ملت برداشت می کند . * دولت به طبقات پایین اقتصادی جامعه توجه جدی ندارد . و* فقط به مقداری که صدایشان در نیاید امکانات و خدمات می دهد . * دولت فهم درستی از وظایف . منافع ملی و سود و زیان خود ندارد . *چه بسا بدلیل پیشگیری نکردن و بوجود آمدن بحرانهای مختلف اجتماعی واقتصادی و....دولت حاضر است.میلیارد ها تومان برای مقابله ناقص با بحرانها هزینه کند . ونتیجه مناسب هم نگیرد .ولی حاضر نیست . برای منافع عمومی و پیشگیری خیلی کمتر از آن را سرمایه گذاری نماید
5 – کارشناسان اسیر روز مرگی و دچار روحیه محافظه کاری :
6 – ناتوانی ملت در همکاری و مشارکت ملی :
7 – عدم همکاری موثر ملت در مسائل اقتصادی و اجتماعی :
8 – ترکیب و ارتباط زنجیره ایی مشکلات با یکدیگر:
9- سرمایه گذاری در مسیر بحرانهای آینده :
10- از بین رفتن تناسب و ارتباط مشاغل مختلف
11– نبود مکانیسم های حضور موثر نخبگان و عالمان حوزه و دانشگاه در جامعه : با روند شرایط فوق و گروبندیهای سیاسی و غیر سیاسی که در چار چوبهای تعریف نشده فعالیت می کنند . در شرایطی که جامعه با مشکلات مختلف مواجه است . سازوکار مناسبی برای حضور موثرنخبگان و عالمان حوزه و دانشگاه در جامعه وجود ندارد .تا طرحها و ایده های مختلف خود را برای پیشرفت جامعه مطرح نمایند . و بدلیل وجود تضاد منافع و رقابت منفی گروههای مختلف سیاسی . با جو سازی و شانتاژ. تهمت های حیثیتی و تبلیغات منفی مطبوعاتی و سیاسی مانع حضور موثر و آسان در جامعه شده و باعث خلوت گزینی صاحبان علم و دانش میشوند. این روند یا نخبگان را منحرف و وابسته به گروههای مختلف میکند . و استقلال رایشان را از بین میبرد . یا اینکه باید زمانهای طولانی را صرف جوابگویی و رفع سو تفاهمات و تهمتها کنند . و جامعه از حضور عالمان محروم و باعث رشد آفتهای اجتماعی و ملی میشود .و شاید بتوان بیانات << عبرتهای عاشورای >>مقام معظم رهبری را در این چارچوب بررسی کرد . انقلابی که آمده است . تا راههای جدیدی به روی زندگی سالم و پر بار اسلامی و انسانی بگشاید و وظیفه دارد . به بسیاری از سئوالات امروز و فردای جامعه بشری پاسخ دهد . خود در بهره برداری از سرمایه های معنوی خود دچار مشکلات است .
12 – سطحی نگری . فصلی نگری . صنفی نگری . بخشی نگری :
13 – عدم امکان برنامه ریزی زندگی سالم فردی و اجتماعی :
14 – سرایت محافظه کاری مدیریتهای دولتی به بخشهای خصوصی :
15 – مشکلات و معضلات بسیاری که پنهان می مانند :
16 – نبود استراتژی برای همبستگی و مشارکت ملی :
قهوه خانه سید حسین مرعشی : بحثي در حوزه انديشه با پي آمدهاي سياسي
نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
میشه بگی شما چیکاره حسن بیدی ؟
چه عکسایی توپی .
چقدر تاریخ گذشته آموزنده . هوشیار کننده . و زنگ هشدار پنهانی است . برای پایان راه ما.
چند وقته به این موضوع فکر میکنم .
با تمام هیاهویهای زندگی . زمونه ... امروز مردمان کره زمین .
که خودشون رو صاحب زندگی و دنیا میدونند و میخواند حاکم . پیروز . و.... باشند .
عجیب است . که همه این چند میلیارد انسان ( مورچه ) 100 و اندی سال دیگه هیچ کدومشون . نای نفس کشیدن و ادعا کردن رو ندارند .
جنگ برای سراب . برای غبار خاک .
عبرتی که از تاریخ نیاموختیم .
هی تحلیل و تز و فرمول بده
من بهتر و برترم و اون یکی نیست .
اما حقیقت پنهان هستی با تمام این بتوجهی ها . آرام و صبور . مطمئن با پوز خندی بر اولدورم . بولدرم و خیالات خام و غافلانه انسان نفس همه مان را خواهد برید . و پالان سفر اجباری از این جهان را به جانمان خواهد بست . که برو روتو کم کن . هر چقدر هم بخوایم . یاد و فریاد کنیم . که اهای دوستان این دنیا بازی است . این رنگ و لعاب و حاکمیت انسان و این ادعاهای احمقانه تمدن و متمدن و من و ما فلان و بسار هستیم . نشانه جهل مرکبمان بود .
اما کو گوش شنوا . که هنوز . انسانهای این سوی خط سر مست استنشاق اکسیژن و نور آفتاب و تماشای آسمان آبی هستیم . عقلمان نمیرسد . که از درون خاک و از ماورای ادراکاتمان دچار شبیخون میشویم .
امروز و دیروز و گذشتگان رفتند .
ما در فکر تدارک شام فرداییم . ( هنوز تا فردا فاصله هاست )
شخصیت های امروزی و دیروزی در دوران جنگ
نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
آقای ده نمکی . سلام
ما ( منظورم همه اون کسایی که مثبت و سازنده فکر میکنند ) یک اشکال اساسی داریم . از فعالیت انفرادی و گروه کوچک به سازماندهی سالم . سازنده . پاک و... گروههای بزرگ ( سیستم )تبدیل نمیشیم .
اندیشه های مثبت و هم طراز همدیگرو رو پیدا نمیکنند . و همدیگر رو جذب و حرمت ارتباطات سالم . سازنده و پویا را حفظ نمیکنیم .
در حالی که با دشمنان سازماندهی شده . هدفمند . قدرتمند روبرو هستیم . بدنبال فعالیتهای با برد کوتاه . موقت و محدود هستیم .
غالبا پیش میاد . خودمون . خودمون رو میترسونیم . از ادامه راه و خط شکنی و بت شکنی میترسونیم ( چرا ؟ چون بد عمل میکنیم )
اما آینده پویا در آنسوی خط های توهم زای راه مسدود کن است .
زمان جنگ خوبها خوبیها را ترویج . خوبان را تشویق و حمایت میکردند .
خوبها با خدای خوبیها معامله کرده بودند . و اندیشه های مریض توان مقابله با نفوذ خوبیها را نداشتند .
دوره ما شاید . دوره فرمول سازی . الگو سازی . و کشف معیارهای رشد دهنده . مثبت اندیشی . عملهای سازنده باشه .
رفع تکلیف و محافظه کار شدن بهمان نسبت آلوده شدن دیگران ( خوبهای بد شده ) به آرمانها ضربه میزند .
اینها حرفهایی است . که باید گفته شود .
باید بدنبال سازماندهی و هدفمند شدن با برنامه های بلند مدت هستیم .
همیشه فکر میکنم . چطور شده اندیشه های وابسته به آرمان خواهیهای اسلام ناب و امام خمینی ( ره ) و شهدا . همانانی که شما بهتر میشناسی . جانهایی که پر پر شدند .
چطور میشود اینگونه اندیشه ها بهم وصل نمیشوند . چرا در برابر هالیودهای فرهنگی سیطره جو . تخریب کننده و.... مادیگرایی هالیود های آرمانگرا هنری . بطور خودجوش در ایران ( در بین همفکران شهید آوینیها . همتها . زین الدینها . باکریهای فرهنگی و هنری ) بطور خصوصی شروع و پا نمیگیرند .
چه نیازی است . که حتما دولت باید مسبب همه سازماندهیها باشد .
چرا حاتمی کیا . ده نمکی . ملاقلی پور . لطیفی . سلحشور . حسن فتحی . نوری زاد . و................... انگیزه بهم وصل شدن و پویا شدن و انجام تکالیف عینی خود را ندارند ؟
یادم است . رهبر معظم انقلاب صفت کلید ( باز کننده قفلها ) را برای صنعت و هنر سینما بکار بردند . عجیب و مضحک است . اگر کلیدداران . انگیزه سازان حل مسائل و مشکلات کشور و انقلاب خودشان دچار یاس و انفعال . ناتوانی و بی انگیزه گی شده باشند . و معجزه سازان منتظر معجزه بمانند . تا مشکلاتشان حل شود .
اگر شهدا بودند ؟ سئوال میکردند آیا شما مثل مایید ؟ امام میپرسید افق آرمانهایتان بکدام سو منحرف شده است ؟ چرا متشنج و متفرق شده اید ؟ مگر قرار نبود با پیروزی انقلاب اسلامی . استقرار جمهوری اسلامی . پس از جنگ تحمیلی و..... هزاران قدم از دوران قبل که اوج ناتوانیها و محدودیتها بود پیش باشیم . به سازماندهی برسیم ؟
معلوم میشود . نفسانیات ( خصوصیات هرز ) بعد از امام و شهدا به میزان گذر زمان در وجودمان رشد کرده . و رمق آرمانگرایی . اتحاد و همفکری و کوچک کردن خود و بزرگ کردن دوست و همراه و همفکر را گرفته است .
باید بدنبال راههای اساسی تری باشیم . اینها رتبه ایی از مراتب بازیهای دنیا و وقت کشیها و....است .
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
به نظر من :
یا آقای مرعشی نتواستند منظور خودشان را به مخاطب بفهمانند .
ولی اگر همانی که مخاطبان برداشت کردند . مورد نظرشان باشد . نظر عجیبی را ارائه نموده اند .
چند روز پیش خبری را شنیدم . چینی ها تمایل زیادی به خوردن موش پیدا کرده اند .
جامعه بشری که بلحاظ تفاوتها در فرهنگ . منطقه جغرافیایی و محیط زیست شان . سابقه تاریخی . دین و آیین و.... تفاوت های فاحشی در نگرشش ها و برنامه ها با یکدیگر دارند .
چطور میشود . دین اسلام که تفاوتهای ذاتی در بسیاری از مسائل با دنیای دیگران دارد . مبانی و تعاریف جدید تری در علوم مختلف نداشته باشد . البته این به معنای تضاد صد در صد نیست . اما یقیننا دیگران بعلت تفاوتهای مختلف از هزاران راه پیش روی رشد و تعالی به راههایی رقتند که به مزاج اندیشه هایشان سازگار بود .
من فکر میکنم . اگر دوران رنسانس علمی . اقتصادی و... از دنیای اسلام و تفکر اسلام ناب اتفاق می افتاد . امروز بطور طبیعی معیارهای جهانی و مورد پسند غالب کشورها با عینک اسلامی دیده میشد .
شاید این خدمت و وظیفه تاریخی مسلمانان ایران است . تا تلاش کنند . جامعه بشری از دیدگاههای اسلامی در تمام حوزه ها بهره مند شود .
خیلی مضحک خواهد بود . اگر ما اندیشه های آینده ساز را پاک کنیم . و دنیا و رشد و توسعه را با عینک غربی و شرقی ببینیم
مگر قرار بوده است امام صادق ( ع ) تمام و ریز مبانی اقتصاد اسلام را بنویسند . مگر مکتب اسلام به انتهای خود رسیده است . که همچیز گفته و نوشته شده باشد .
شاید این وظیفه تاریخی مسلمانان ایران برای تبیین مبانی اقتصادی . سیاسی . اجتماعی و فرهنگی و... بر اساس اسلام باشد .
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
حاجی سلام .
تصمیم دارم مطلبی بنویسم با این عنوان :
معمای توسعه ایران چیست ؟ و چه راه حلی دارد ؟
نمیدونم به غیر از راه های موفق رفته شده در مسیر توسعه پایدار به راه حل و استراتزی ایرانی . معجزه ملی ( معجزه ایرانی ) به میانبرهای جهشی اعتقاد دارید . یا خیر .
یه مطلبی بگم . حیفم میاد رک و راست نباشم . من شخصیت احمدی نزاد و قالیباف را مکمل همدیگه میدونم . خیلی حیف میشه . اگر این دو بزرگوار نتونند فاصله ها و خلاهای موجود بینشون رو ( اگر باشه ) با اخلاص و بزرگواری پر کنند .
امیدوارم تجربه مدیریتهای سالیان گذشته عبرتی باشه . تا اصولگرایان اصلاح طلب ناب انقلاب اسلامی سابقه ایی تاریخی از مدیریتهای پاک و ایده آل را برای تاریخ ایران و نسلهای آتی ثبت و ماندگار نمایند .
معتقدم . همانطوری که ائمه اطهار خصوصا امام علی ( ع ) با از خود گذشتگی و ایثار و آینده نگری معیارهای حاکمیت را در تاریخ ثبت کردند .
نسلهای بعد از پیروزی انقلاب باید . سابقه درخشانی از حاکمیت اسلامی و ترقیخواه را بعنوان سابقه تاریخی برای آیندگان ثبت کنند . تا در دعواهای سیاسی و افراط و تفریطها سابقه موفق و پاکی برای ادامه راه درست وجود داشته باشد .
تفکر کارگزارانی حیثیت مدیریتی انقلاب اسلامی را به بازی گرفت . امروز زمان نقش آفرینی تفکر اصولگرایان ناب اصلاح طلب است . تا سابقه منفی گذشته را با عملکرد درخشان از چهره انقلاب اسلامی پاک کنند .
....
رهبر معظم انقلاب اسلامی : سوالی که شما مطرح کردید << آیا فاصله ما و کشور های پیشرفته . پرشدنی است . یا نه ؟>> من اعتقادم این است که بله . کاملا پرشدنی است . البته ممکن است از همان راهی که آنها رفته اند . ما نتوانیم برویم پر کنیم . اما راههای میانبر در دنیا الی ماشاالله وجود دارد . این طبیعت آفرینش را که خدا به وجود آورده . ما درست نشناخته ایم . هزاران راه وجود دارد . .......ما باید در این قسمت کار کنیم و به راهی برسیم که آن راه ما را به پیشرفتهای علمی سریع . کاملا مجهز کند . 7/2/1377
در جای دیگری به این مضمون فرمودند : اگر بخواهیم . در توسعه و پیشرفت کشور . پا جای پا ی کشورهای اروپایی که رفته اند بگذاریم . همیشه دنباله رو خواهیم بود . باید بدنبال راههای میانبر باشیم . تا به سرعت خود را به سطح کشورهای تولیدکننده علم و فناوری و تکنولوژی برسانیم . و جزو چند کشور اول باشیم .
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
سلام . حاج ابوالفضل
ما دچار يک خلا شده ايم . که جامعه را گرفتار هزاران درد نموده است .
بنا به نقل قول آقای آهنگران که مرحوم حاج احمد آقا خمينی از امام پيغام آوردند . که در برنامه های تبليغی از اشعار حماسی استفاده کنيد . ملت ايران روحيه حماسی دارند و با گريه و ناله مناسبت خوبی ندارند
در زمان جنگ جامعه ما بهره مند از چاشنی حماسه سازی و حماسه پروری بود
بعد از دفاع مقدس دولتهای سازندگی نتوانستند روح حماسه ساز ايران را وارد عرصه سازندگی و توسعه کشور نمايند . و بمرور جامعه بسمت انفعال و از خود بيگانگی پيش رفت .
بعدها هم در دوم خرداد و اکنون سوم تير نتوانستيم با برنامه و استراتزی جامع و موثر اين روح خفته حماسه سازی را در مسير مشارکت و نظارت موثر ملی بخدمت بگيريم و اکنون جامعه رها شده . منفعل و بی سازمان هستيم
نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
شهردار تهران در جلسه امروز شوراي شهر تهران گفت: بيش از 70 درصد از بناهايي كه امروزه در شهر تهران ساخته ميشود، از نگاه مقاومسازي الان، بافت فرسوده محسوب ميشود. قاليباف در جلسه شوراي شهر: بيش از 70 درصد بناهاي در حال ساخت از نگاه مقاومسازي، بافت فرسودهاند برای هزار درد بی درمانمان به معجزه دولت ۷۰ میلیونی بیندیشیم . که معجزه اقتصادی . سازمان بخشی جامعه متعادل و متناسب ایران را ممکن میکند . تا حقوق ۷۰ میلیون ملت ایران بصورت عادلانه تامین و مشارکت و نظارت موثر ۷۰ میلیونی محقق شود . ......کو گوش شنوا . ... آنچه شنیده نشود فریاد است نکته : دکتر شريعتي ميگه وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟ تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي
...... آقای قالیباف 70درصد تفکراتی که بین مسئولین رایج است . از نگاه مدیریتهای روز جهانی و راه حلهای مغفول مانده ایرانی که در شرایط حاضر امکان ظهور و بروز پیدا نمیکنند . فرسوده محسوب میشوند .
فرسوده بودن بناها کجا ؟ و فرسوده بودن افکار کجا ؟ ( بنا های فرسوده را مدیریتهای فرسوده مسبب هستند )
نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
متاسفانه همه ملت ما . حتی مسئولین داخل بازی دور باطلی هستیم . که نمیتوانیم همگی ملت همه بازی ( مشکلات ) را یکجا و با هم ببینیم . و بتوانیم درباره دیده های مشترکمان به بحث بنشینیم و از سو تفاهمات و برداشتهای غلط دوری کنیم و به نتیجه مشترکمان برسیم . حتی اگر با آرای مختلف هم روبرو شویم بتوانیم به بحث سالم و پیدا کردن راههای بهتر ادامه دهیم .
جامعه ما گرفتار بخشی . صنفی . فصلی . سطحی نگری شده است .
جامعه ما گرفتار بی سازمانی است . معلوم نیست مبنا و هدف بحث چیست ( بنظر میرسد با وجود اندیشمندان و فیلسفوفان و نخبه گان . نمیخواهیم جامعه را سازمان دهی کنیم ) .
هر چند سخت است . مجبورم بگویم . ملت بدبختی هستیم . که 70 میلیون جمعیت با آرزوهای بلند . با سرمایه های مادی و معنوی سرشار نمیدانیم . یا نمیخواهیم برای رسیدن به اهداف مشترکمان خودمان ( کشور ) را سازماندهی کنیم .
همه درست میگویند . اما فقط در بخشی از حقیقت . همه حق را میخواهند . اما در تضاد حقهای دیگر .
سیستم بی سازمان ما افراد جامعه را به سمت عوام شدن ( دور شدن از حقایق ) و عوام ماندن سوق میدهد .
ما عادت کرده ایم به بحثهای جزئی بپردازیم . همانطور که بحث تهیه نقشه علمی کشور مطرح است ( کجا هستیم . چه داریم و به کجا میخواهیم برویم )
زندگی اجتماعی و ملی مان نیازمند مهندسی و نقشه ایی است . تا معلوم شود. هدفمان . نظرات مشترک و نقاط اختلاف کدام است .
حرفهای تکراری و اتلاف زمان و عمر . و ده سال بعد دوباره بحثهای تکرای آنهم بی نتیجه . چراکه معلوم نیست بدنبال چه هستیم . در نتیجه 90 % بحثهای به گله و شکایتهای تکراری ختم میشود .
همین نوشتار آشفته من و شما . هیچکدام کامل و در ادامه و تایید بحثهای قبلی نیست . و گره ایی باز نمیکند . موید این حقیقت است که همه ما در فضای آشفته از همه لحاظ زندگی میکنیم . و بخاطر طولانی شدن این شرایط آنرا عادی فرض کرده ایم .
بعنوان مثال : آقای توکلی گفتند . سهمیه بندی بنزین 4 میلیارد دلار صرفه جویی ارزی دارد . سئوال : تا امروز که سهمیه بندی نکردیم و راههای علمی و درستی را پیگیری نکردیم . چه مقدار زیان ملی سر بار جامعه و چه مقدار در پرداخت حقوق ملی ملت کوتاهی کرده ایم . و این کوتاهیها چه مقدار معضل و بحران پیدا و پنهان برایمان ایجاد کرده است . که بارهای مالی مضاعفی بوجود آورده اند .
چه کارهای دیگری اکنون میتوانیم انجام دهیم . که بخاطر نابسامانی در همه بخشهای جامعه بطور کلی فرصت و شرایط مطرح شدن و راه حل پیدا نمیکنند ؟
به کسی برنخورد . مانند احمقها بین تواناییهایمان فاصله انداختیم . معضلات و بحران زایی را نهادینه کرده ایم . و در تنگناها گرفتار هستیم . و بجای اینکه جامعه را برای خروج از بحران به سازماندهی و مشارکت موثر برسانیم . درون کلاف مشکلات با همان شرایط مانند کمتر از عوام داد و فریاد راه میاندازیم . که من درست فکر میکنم و دیگران باید مطیع من باشند تا موفق شویم و....
بی اشکال است اگر بگویم : راه نجات جامعه ما ( ایران ) در شعار دولت 70 میلیونی دکتر احمدی نزاد است . که میتواند . همه گروههای فکری و سیاسی دلسوز ایران و اسلام را راضی و حقوقشان را تامین و آنها با اراده خودشان وارد عرصه مشارکت موثر ملی نماید . متاسفانه این کار اصولی و اساسی را انجام نمیدهیم . و خود را اسیر موضوعات خرد پر دردسر میکنیم . که به اختلافات دامن میزند . نیروها را نحلیل میبرد و هر روز هم از اهداف اصلی ( سازماندهی جامعه ) دور میشویم
سایت سید حسین مرعشی : دغدغه هاي شاگرد سلماني
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
هی نگوییم . چکار کردیم . بیش از آن
بگوییم چه کارهایی نکرده ایم .
هی نگوییم . بخاطر اینکار مثبت ( سهمیه بندی بنزین ) چقدر صرفه جویی شد . بگوییم بخاطر قصورات گذشته چقدر به منافع ملی زیان وارد شد .
از خود راضی نباشیم . که خیلی کار کردیم . که تا سیستم و با برنامه و هدفمند کار نکنیم . در دنیای امروز کاری نکردیم .
خیالمان راحت نباشد . که امسال سال 86 و اداره کشور در دست اصولگرایان است . به این فکر باشیم . سال 88بخاطر عملکرد عالی براحتی منتخب ملت باشیم ( تفکرمان )
به نمره 10 تا 15 راضی نشویم . که برای انقلاب اسلامی نمره زیر 19 افت دارد .
خود را با کارگزارانیها و اصلاحات چیها مقایسه نکنیم . که زیر 10 نمره داشتند . خود را با دولت کریمه مقایسه کنیم که چقدر فاصله داریم .
بیش از آنکه خود را اسیر و مشغول تصفیه کردن آبها کنیم . مانع ایجاد و ورود آلودگیها شویم .
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
سلام
دوباره امدم
نکته ايی راخدمتان عرض کنم . در جواب اين مطلبتان : «... آيا ميرحسين موسوي به صحنه اصلي سياست ايران بازگشته و از حاشيه خارج خواهد شد. متن، يقينا مهياي اين حضور است.»
به نظر ميرسد . شخصيتهای مطرح کشور . در دوره مبارزات ( طاغوت ) خيلی در کارها و برنامه هايشان با يقين و اطمينان کامل وارد ميشدند . بعد از جنگ خيلی تعارفی شده اند . گويا انجام تکليف و اثرگذاری در جامعه آنان وابسته شرايط . خوشآمد يا بد آمد اين و آن است . و بنظر ميرسد افراد زمانيکه گمنام هستند راحتتر و با قدرت در صحنه هستند و ادای تکليف ميکنند و با مطرح و تبديل به شخصيت شدنشان بيش از آنکه باعث افزايش نفوذ و بخدمت گرفتن عوامل در پيش برد آرمانهای انقلاب شوند . متاسفانه خيلی سنگين . کم تحرک و کم انرزی و احيانا بی انگيزه ميشوند .
آيا خود اين حالت يک آفت روحی يا معنوی برای انجام تکاليف نيست ؟ و بسياری از کارها . حقها و عدالتها بخاطر اين روحيه به زمين مانده است ؟
گويا کوچک و سبک بودن بهتر از بزرگ و سنگین شدن است .
کجا هستند جوانان دوره دفاع مقدس که کوه انگیزه و سرشار از طرحها و تئوریها بودند ؟
پس دعا کنيم نيروهای موثر و کارآمد . دلسوزان و فدائيان انقلاب و آرمانهايش . طراحان ايده ها و انديشه های نو انقلاب اسلامی . و..... کوچک و گمنام بمانند . که اگر بزرگ شوند از تحرک و نوآوری و خلق سرمايه ها و فرصتهای جديد باز ميمانند و گرفتار روزمرگی و حجابهای روحی بزرگان ميشوند .
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
برداشت من از عملکرد گذشته کارگزاران :
بهترین کارکرد توده ها نردبان بودن است .
توده ها . توده بمانند . تا جای نخبه ها تنگ نشود . بهتر است .
توده ها هر چقدر اهمیت داشته باشند . نباید نقش نردبانی و فرمانبرداری خود را فراموش کنند .
تلاش نکنیم توده ها در مسیر رشد قرار بگیرند . همان مهره باشند . مفیدترند برای توسعه اقتصادی و سرمایه داری و برآوردن رویاهای هزار و یک شب نخبگان به زندگی در پر قو عادت کرده .
ما نیازی به بسیج توده ها نداریم . چون افسار کار از دستمان در میرود .
ما زمانی توده ها را ارباب حکومت میدانستیم . که با رزیم شاه مبارزه میکردیم . حالا که قرار است افسار بدست ما باشد . آنها همان پایین بمانند . بهتر است .
توده ها سیاه لشگران خوبی هستند .
مرعشي:اولويت كشوربسيج تودههانيست
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
سلام آقا فرهاد .
اولش یه شوخی
چون میبینم ریش داری . پس معلومئ میشه بچه حزب الهی هستی . البته الان بزرگ شدی .
و روانشناسی ظاهری میگه . اینجور اداما که ریش مدل حزب الهی دارند . آدمای باحالی هستند . البته بگذریم که بعضیها ازش بعنوان نقاب استفاده میکنند .
بعد شوخی خدمت عرض کنم . من کارشناس و مخصص و اندیشمند فرزانه ( خانم فرزانه منظور نیست )
تنها و تنها بعنوان یک ایران که مثل تو ریش داره . بخاطره اینکه خیلی زود جوگیر میشم . و حتی بیشتر از شعار و شعار دهنده باور میکنم . بخاطر ایمانی که به معجزه دولت 70 میلیونی دارم . از روی علاقه مخم رو چند وقتی تیلیت کردم و یه جزوه ایی تهیه کردم . با عنوان دولت 70 میلیونی ( دولت عشق ایرانی ) ؟ چرا ؟ چگونه ؟ که بنظر شخص خودم میتونه معجزه نرم افزاری کنه . مثلا میتونه چشم انداز بیست ساله رو 5 ساله اجرا کنه . میتونه مهاجرت . حاشیه نشینی . اعتیاد . قاچاق کالا و مواد مخدر . ترافیک و....... رو در کوتاه ترین زمان حدودا 1 تا 2 سال اجرا و درمان کنه .
شاید خوش خیال باشم و لی هر چه شک میکنم و بررسی میکنم . میبینم شدنیه .
مزاحم شدم ببینم حال داری برات ایمیل کنم . بعنوان یک کارشناس و متخصص بررسی کنی و نکته نظراتت رو بگی ؟
لااقل بخاطر اینکه هر دومون ریش داریم قبول کن
شوخی فضای گفتگو را شادابتر میکند .
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
من يکی از شعبات وبلاگم رو در وبلاگ کلاشينکف داير کردم . نمايندگيها جديد هم می پذيريم . و محصولات بنجل نوشتاريمان را زور چپان ميکنم به مغز خلق الله .
و اما در مورد این پست آقا بهمن عزيز .
از نظر من . روند کلی تجولات . از پیروزی انقلاب . تا جنگ تحمیلی . و سیطره تفکر غربی . حتی بر کشورهای اسلامی . رشد قدم به قدم ایران . معادله قدرت اثرگذاری و..... و جابجا شدن ضعف با قوی . جابجایی و بالا و پایین رفتن هیمنه قدرتها . آنهم طی تناسب زمانی مشخص و...... چیزی عجیبی است .
و به نظرم میاد ما غرق عادت تحولات پی درپی شده ايم .
گویا تقدیری تلریخها را جابجا میکند . که معادله حوادث در زمانهای گوناگون چیده شده و در زمان خود اتفاق می افتند .
در یک حادثه جای حاکم و محکوم عوض میشود .
زمانیکه حاکم قدرت دارد . به خاطر شرایط زمانی و... نمیتواند از فرصتها بهره برداری کند . همینکه توان بهره برداری را از دست میدهد شرایط تغییر میکند و مظلوم جری تر و قویتر قد علم میکند . و بادهای تقدیرات موافق مظلوم به وزش در می آید .
آیا اینها حکمت باطن و تقدیرات زندگی بشر است .
یا توهمی است . از جنس توهم توطئه ؟
وقتی همه حوادث را در ظرف زمانی خود در برابر هم میچینیم . تعجب میکنیم . که اگر این زمان اندکی جابجا میشدند . حوادثی با ۱۸۰ درجه تغییر
اتفاق می افتاد .
آيا اين همان نکته ايی است . که امام در حوادث انقلاب ميفرمود . من دست غيب الهی را به وضوح ميبينم که در مقاطع گوناگون اين انقلاب را حمايت ميکند .
نکته اخلاقی : و ما سربازانی هستيم که خداوند تقدير قرار گرفتن در جبهه حق و زير عنايت حق قرار داشتن را بما ارزانی داشته است ؟